loading...

مجله ی اینترنتی صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

حلول ماه رجب مبارک باد.



يَا مَنْ أَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ [مِنْ‏] كُلِّ شَرٍّ يَا مَنْ يُعْطِي الْكَثِيرَ بِالْقَلِيلِ يَا مَنْ يُعْطِي مَنْ سَأَلَهُ يَا مَنْ يُعْطِي مَنْ لَمْ يَسْأَلْهُ وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّنا مِنْهُ وَ رَحْمَةً أَعْطِنِي بِمَسْأَلَتِي إِيَّاكَ جَمِيعَ خَيْرِ الدُّنْيَا وَ جَمِيعَ خَيْرِ الْآخِرَةِ وَ اصْرِفْ عَنِّي بِمَسْأَلَتِي إِيَّاكَ جَمِيعَ شَرِّ الدُّنْيَا وَ [جَمِيعَ‏] شَرِّ الْآخِرَةِ فَإِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ مَا أَعْطَيْتَ وَ زِدْنِي مِنْ فَضْلِكَ يَا كَرِيمُ

اى آن‏كه هر خيرى را از او اميد دارم،و از خشمش در هر شرّى ايمنى جويم،اى آن‏كه در برابر عبادت اندك مزد بسيار عطا مى‏كند،اى آن‏كه به هركه از او بخواهد مى‏بخشد،اى آن‏كه به هركه از او نخواهد و او را نشناسد نيز مى‏بخشد، عطايش از روى مهربانى و رحمت است،با درخواستم از تو همه خير دنيا و خير آخرت را به من عنايت كن،و با درخواستم‏ از تو همه شره دنيا و شره آخرت را بازگردان،زيرا آنچه را تو عطا كردى كاستى ندارد،و از احسانت بر من بيفزاى اى كريم.
ترجمه استاد انصاریان




حضرت محمد صلى الله عليه و آله : رجب را، «ماه ريزان خدا» ناميده اند ؛ چون در اين ماه رحمت بر امّت من بشدّت فرو مى بارد . و به آن ماه اصمّ نيز گفته مى شود ؛ زيرا در اين ماه، كه از ماههاى حرام است، از جنگ با مشركان نهى شده است.
 بحار الأنوار : 97/39/24

دارم ز درت امید زیبایی ها

شرمنده درگاه تو بالایی ها...

هر لحضه ز خشم خود امانم دادی

خواندی تو مرا لحضه تنهایی ها


***


با این که مرا گناه کارم دیدی

از روی کرم به روی من خندیدی

با طاعت کم مهر قبولم دادی

در پاسخ کم زیاد هم بخشیدی


***


بر درگهت آمدم پناهم دادی

در محفل عاشقی تو راهم دادی

با این که تو را هنوز نشناخته ام

هر لحضه ولی اذن نگاهم دادی


***


هرچند که شرمنده درگاه تو ام

من مردم ام و زنده درگاه تو ام

از خوبی خود ولی عطا کن ما را

در وسع خودم بنده درگاه تو ام


***


خالی نرود دست من از این درگاه

یوسف که رسید از ته چاه به ماه...

دائم ز تو ام جود و کرم می آید

لا حول و لا قوه الا بالله


***


حاشیه:

شب های دعا و ماه راز است

هر لحضه پر از وقت نماز است

پیچیده تمام آسمان بوی خدایی

«المنه لله که در میکده باز است»


عباس نعمتی



متن ترانه تیتراژ شب های روشن (برنامه بعد از افطار شبکه دو در سال ۹۳)


چقدر خوبه که با تمام وجود، به درگاه تو بندگی می کنم

یه راهی دوباره نشونم بده، بفهمم دارم زندگی می کنم

یه روز بعد عمری به هر در زدن، به جایی رسیدم که جایه منه

توی آسمونی که پر می زنم، درست قدر روزا شباش روشنه

به عشق تو من از روی شونه هام، چه بار بزرگی رو برداشتم

ببین واسه تو که پناه منی، چه جایی تو قلبم نگه داشتم


***


نه از روی ترسه نه از روی شک، تو رو با تمام دلم خواستم

یه جوری کنار دلم گرمه که، می خوام روی پای خودم واستم

می خوام روی پای خودم واستم

***


دعوتی به باران مهربانی به عشق به دانه دانه های تسبیح


به جا نماز مادر به فاطمه به علی به با شکوه ترین میهمانی دنیا



دانلود


عباس نعمتی بازدید : 1204 یکشنبه زمان : :قبل از ظهر نظرات ()


حجت الاسلام محمدرضا زائری فعال فرهنگی در صفحه اینستاگرام خود عکس هایی را از دیدار خود با افراد برجسته مثل شاعران، نویسندگان، روحانیان، استادان دانشگاه ها، بزرگان مذاهب دیگر و... منتشر می کند.

حجت الاسلام زائری در بعضی از این عکس که بیشتر در خارج از کشور گرفته شده است ملبس به لباس روحانیت نیست و افرادی به او انتقاد می کنند که چرا لباس روحانیت نمی پوشد.

البته این فعال فرهنگی در صفحه اینستاگرام در پاسخ به منتقدان خود اینگونه نوشت:



بدون تعارف و خيلي رك بگويم كه نه فقط افتخار و عزت كه عشق و دلبستگي و هويت من لباس روحانيت است و عزت دنيا و آخرتم نوكري امام زمان و روضه خواني سيدالشهداست. اما جمله يكي از دوستان در حاشيه پست قبلي خيلي مرا به فكر فرو برد. ايشان پرسيده بودند : "آيا از پوشيدن لباس پيغمبر خجالت مي كشي ؟" وقتي فكر كردم ديدم كه بله ، من از پوشيدن اين لباس خجالت مي كشم ! اگر اين لباس مقدس اردبيلي و سيدبن طاووس است من بايد شبانه روز پنجاه و يك ركعت نماز بخوانم در حالي كه از عهده همين نماز واجب خودم هم به زور برمي آيم ، اگر اين لباس شيخ طوسي و شيخ مفيد است من بايد فقيه تام و مجتهد مطلق باشم در حالي كه كفايتين را هم جنان كه مي خواسته ام نخواندم و درس هاي خارج فقه و اصول را هم يكي در ميان رفته ام ، اگر اين لباس شيخ انصاري و سيدبحرالعلوم است من بايد در زندگي ام با فقرا و محرومين مواسات كنم و شب سر سير بر بالش نگذارم در حالي كه تمام فكر و ذكرم اين است كه اجاره خانه خودم را بدهم و خرج زندگي خودم را دربياورم ، اگر اين لباس شهيد اول و شهيد ثاني است من بايد قبل از چهل سالگي به خون خود مي غلتيدم در حالي كه الآن دارم براي هفتاد هشتادسالگي ام خيال مي بافم ! اگر اين لباس امام خميني و حضرت آيت الله خامنه اي است من بايد در نفوس و انفاس ميليونها نفر تصرف و تأثير داشته باشم در حالى كه الآن زورم به خودم هم نمي رسد ، آري برادر ، اگر راستش را بخواهي هر چه فكر مي كنم مي بينم من از پوشيدن اين لباس خجالت مي كشم ...

شرح عكس : سخنراني جشن فارغ التحصيلان دانشگاه سن ژوزف كه كليپ ويديويي اش در سايت زائري دات كام هست. توضيح اينكه در كل دوران تحصيل و حضورم در اين دانشگاه مسيحي فقط همين يك بار با لباس روحانيت رفتم كه قرا بود به عنوان نماينده دانشجويان در آن جلسه مهم و بزرگ سخنراني كنم و به لطف خدا چنان اتفاق آبرومندي شد كه برگزار كنندگان مراسم آن را اتفاقي تاريخي و متفاوت در سابقه جشنهاي سالانه دانشگاه دانستند.

عباس نعمتی بازدید : 905 پنجشنبه زمان : :قبل از ظهر نظرات ()

برنامه خندوانه که با پخش سری اولش طرفداران بسیاری پیدا کرده است، قرار است این روز ها سری جدیدش روی آنتن شبکه نسیم برود.

اول قرار بود سری جدید این برنامه با اجرای رامبد جوان از پنج شنبه ۲۰ فروردین پخش شود اما به علت مشکلات پیش آمده این برنامه از شنبه ۲۹ فروردین پخش خواهد شد.


عباس نعمتی بازدید : 1935 پنجشنبه زمان : :قبل از ظهر نظرات ()

این روز ها نام «فکت شیت» خیلی در روز نامه ها و رسانه ها به چشم می خورد.

فرهنگستان زبان و ادب فارسی چند روز بعد از بیانیه سوئیس (لوزان) برای کلمه فکت شیت معادل  فارسی «گزارش برگ» را پیشنهاد کرد.

به اعتقاد بسیاری این معادل فارسی معنای دقیق واژه فکت شیت نیست.

اما این اقدام فرهنگستان زبان و ادب فارسی متاسفانه حدود یک هفته بعد از بیانیه انجام شد و زیاد مورد استفاده رسانه ها قرار نگرفت.


عباس نعمتی بازدید : 1088 پنجشنبه زمان : :قبل از ظهر نظرات ()


مفتی نفتی ! حرم جای تونیست

کعبه جای لات و عزای تو نیست

خانه ای را ساختی بین قنوت

خانه ای مانند بیت عنکبوت

قبله در چنگ یهودی ها شده

کعبه مثل مسجد الاقصی شده

باز هم بوزینه روی منبر است

جاهلیت رو به روی حیدراست

باز قرآن روی نی آورده اند

حکم گندم های ری آورده اند

باز گرگان کیسه ی زر دیده اند

جانماز از مجتبی دزدیده اند

شیخ نفتی را گرفته بی هشی

در کنار کعبه و کودک کشی

چهره ای دیگر ز انسان ساختی

دولت تکفیر قرآن ساختی

گنبد زینب نشان کربلاست

هرکجای عرش سامرا بپاست

وای اگر آید هدف ها کربلا

شیعه و سنی، نجف تا کربلا

روزها، هر روز عاشورا ی ماست

روضه دیوار و در ماوای ماست

خاک ما از رستم دستان پر است

باکری و کاوه و دوران پر است

وارث پیر جمارانی ببین

لشکر سبز سلیمانی ببین

گوش بر امر علمداریم ما

وارث شمشیر مختاریم ما

رویتان یک روز پر خون می شود

ذوالفقار از جاش بیرون می شود

عباس نعمتی


عباس نعمتی بازدید : 1099 سه شنبه زمان : :قبل از ظهر نظرات ()
بیانات رهبر انقلاب همانگونه که حدس زده می شد پاسخی بود به اتفاقات اخیر منطقه از جمله بیانیه سوئیس و تجاوز عربستان به یمن، اول نکات مهم و بعد متن کامل این بیانات در ادامه  می آید.



رهبر انقلاب: همه بدانند نه در مسائل منطقه و نه بین‌المللی هیچ مذاکره‌ای با آمریکا نداریم/ مذاکره هسته‌ای تجربه‌ای خواهد شد/اگرطرف مقابل از کج‌تابی‌های معمولی‌اش دست برداشت، تجربه می‌شود که خب در موارد دیگر هم می‌شود با آنها مذاکره کرد/ اما اگر دیدیم باز هم کج‌راهه می‌روند مسلما تجربه‌ی گذشته‌ی ما تقویت می‌شود.



رهبر انقلاب: ما با سعودی‌ها در مسائل مختلف اختلافات متعددی داریم اما همیشه می‌گفتیم در سیاست خارجی متانت و وقار نشان می‌دهند اما چند جوان بی‌تجربه امور آن کشور را در دست گرفته و دارند جنبه‌ی توحش را بر جنبه‌ی ظاهرسازی غلبه می‌دهندکه به ضررشان تمام خواهد شد.

رهبر انقلاب: سعودی‌ها باتجاوز به یمن خطا و اشتباه کردند و بدعت بدی را در منطقه بنیان گذاشتند/ کار سعودی‌ها در یمن مشابه جنایات صهیونیست‌ها در غزه است/ اقدام علیه ملت یمن،"جنایت، نسل‌کشی و قابل تعقیب بین‌المللی"است.



رهبر انقلاب: توانایی دفاعی کشور، مشت محکم ملت درعرصه‌ی نظامی است، این باید محکم بماند و محکمتر بشود/ حمایت ما از برادران مقاوم درنقاط مختلف جهان مطلقا نباید درمذاکرات مورد خدشه قرار بگیرد/ توسعه‌ی علمی و فنی حتما باید ادامه پیدا کند.

رهبر انقلاب: به مسئولین تذکرداده‌ایم به هیچ وجه نباید اجازه داده شود به بهانه‌ی نظارت،حریم امنیتی و نظامی کشور نفوذ شود/مسئولین نظامی مأذون نیستند به بهانه‌ی بازرسی، بیگانگان را به حریم امنیتی کشور راه دهند یا توسعه دفاعی کشور را متوقف کنند.



رهبر انقلاب: تحریم‌ها،اگر چنانچه به یک توافق رسیدند، در همان روز توافق باید لغو بشود/ می‌بینید که یکی (ازطرف مقابل) می‌گوید ۶ماه بعدازتوافق،یکی می‌گوید یک‌سال بعد تحریم‌ها برداشته می‌شود/ اگر لغو تحریم‌ها قرارست منوط به یک فرایند بشود،پس برای چه مذاکره کردیم اصلا.

رهبر انقلاب: به مسئولین گفته‌ایم به طرف مقابل اعتماد نکنید، به لبخند او فریب نخورید، به وعده‌ی نقد او اعتمادنکنید، چون وقتی خر او ازپل گذشت به شما می‌خندد/ دیدید ژست رئیس‌جمهور آمریکا را بعد از انتشار یک بیانیه‌ی صرفا مطبوعاتی.

رهبر انقلاب: ممکن است بگویند فقط ۳ماه وقت داریم، خب حالا ۳ماه بشود ۴ماه، آسمان که به زمین نمی‌آید، کما اینکه طرف مقابل ما دردوره ای ۷ماه مذاکرات رابه عقب انداخت.

رهبرانقلاب: من هیچ‌وقت به مذاکره با آمریکا خوشبین نبودم/با اینکه خوشبین نبودم با این مذاکرات موردی موافقت کردم و از مذاکره کنندگان حمایت کردم و می‌کنم/ با توافقی که منافع و عزت ملت را حفظ کند موافقیم/ اما توافق نکردن شرف دارد به توافقی که منافع و عزت ملت از بین برود.

رهبر انقلاب: همه چیز درجزئیات است، ممکن است طرف بدعهد مقابل بخواهد درجزئیات، کشور ما را محصور کند/ اینکه حالا به بنده و دیگران تبریک می‌گویند بی‌معنی است/ آنچه تاکنون انجام شده نه اصل توافق و محتوای آن را تضمین می‌کند، نه حتی اینکه مذاکرات تا به آخر برسد.

رهبر انقلاب دردیدار مداحان: می‌پرسند چرا فلانی(رهبری) درباره هسته‌ای موضع نگرفته/ جایی برای موضع‌گیری وجود نداشته/ مسئولین می‌گویند هنوز کاری انجام نشده و چیز الزام‌آوری نیست/نه موافقم نه مخالف.



بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
والحمد لله ربّ العالمین والصّلاة والسّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین. اللّهمّ صلّ علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها عدد ما احاط به علمک.
تبریک عرض میکنم این میلاد مسعود را به همه‌ی عاشقان ولایت، عاشقان نبوّت، عاشقان خاندان پیغمبر، دلباختگان فضیلت حقیقی. به شما عزیزان خوشامد عرض میکنم؛ یکایک شما دارای ارج و مقامی هستید که اشاره خواهم کرد و عرض خواهم کرد. قبل از شروع عرایضم یاد مرحوم آقای آهی (رحمة‌الله علیه) مدّاح متعهّد و پایبند و خیرخواه و پرتلاش را گرامی میدارم.(۲)
بنده مرحوم آهی را از سالهای اوایل دهه‌ی ۴۰ می‌شناسم. در مشهد یک جمعی از مادحان اهل‌بیت آمده بودند و ایشان فعّال بود؛ البتّه آشنایی‌ای پیدا نکردیم امّا من ایشان را شناختم و دیدم؛ سالهای متمادی ایشان را از دور می‌شناختیم؛ بعد هم از نزدیک خدمت ایشان رسیده بودیم. خدا ان‌شاءالله درجاتش را عالی کند، به‌معنای حقیقی کلمه، پابند و متعهّد و علاقه‌مند و بخصوص نسبت به جامعه‌ی مدّاح دارای احساس تعهّد و مسئولیّت بود. و هر سال ما ایشان را در اینجا زیارت میکردیم. رحمت خدا بر او باد؛ خدا ایشان را بیامرزد؛ خدا ما را هم بیامرزد!
سه مطلب را من عرض میکنم: یکی درباره‌ی شما است، درباره‌ی مدّاحی و درباره‌ی این حرفه‌ی بسیار شریف است؛ یکی درباره‌ی مسئله‌ی هسته‌ای است که امروز به یک مسئله‌ی رایج در کشور ما تبدیل شده است؛ یکی هم راجع به مسئله‌ی یمن است. این سه مطلب را من امروز به‌طور اجمال با شما عزیزان، و در واقع با ملّت ایران، مطرح میکنم.
درباره‌ی مطلب اوّل؛ حرفه‌ی مدّاحی حرفه‌ی بسیار باشرافتی است؛ چرا؟ چون در طول تاریخ کسانی بودند که ستمگران را، ظالمان را، زورگویان را مدح میگفتند و مدح میکردند؛ امروز هم هستند. امروز هم در دنیا کسانی هستند که زبان میگشایند به مدح پلیدترین انسانهای عالم، یا قلمهایشان را با مزد ــ با مزدی کثیف و پلید ــ در این راه به‌کار می‌اندازند؛ شما به‌عکس، زبانتان، نفَستان، حنجره‌تان، قدرت هنری‌تان در خدمت مدح فضیلت است. خاندان پیغمبر خاندان فضیلتند؛ سرتاپا فضیلت. مادح خورشید مدّاح خود است؛(۳) شما در واقع با مدح فضیلت خاندان پیغمبر، مدح خودتان را هم میکنید و در واقع شرافت این شغل را نشان میدهید. من چند سال قبل از این، در همین مجلس مربوط به فاطمه‌ی زهرا (سلام‌الله علیها) این شعر را از مرحوم صغیر اصفهانی خواندم(۴):
در حدیث آمد که اندر لیلة‌الاسراء پیمبر
اشترانی دید، من خود اشتری زان کاروانم
گر نداری باور و حجّت همی خواهی نظر کن
بر کتاب مدح او در دست من کاین هست بارم(۵)
رحمت خدا بر صغیر اصفهانی. بنابراین شما کتاب مدح فضیلت را در دست دارید؛ این شرافت بزرگی است؛ خوش به حال شما؛ قدر بدانید این حرفه را، این خصوصیّات را و این فرصت را مغتنم بشمارید. این، نکته‌ی اوّل درباره‌ی مدّاحی.
نکته‌ی دوّم؛ امروز جامعه‌ی مدّاح کشور، فرصت بسیار بزرگی را در اختیار دارد؛ شما مجالسی تشکیل میدهید؛ جمعیّت‌های بزرگ، گاهی جمعیّت‌های هزاران نفری و غالباً هم جوان جمع میشوند پای منبر شما و پای خواندن شما و مدیحه‌سرایی و مرثیه‌خوانی شما؛ از این فرصت بهتر؟ این‌همه مخاطب، این‌همه دل آماده‌ی شنیدن و نیوشیدن، این همه نفوس آماده‌ی تربیت شدن در اختیار شما هستند؛ این فرصت است؛ اِغتَنِمُوا الفُرَص فَاِنَّها تَمُرُّ مَرَّ السَّحاب(۶). این فرصت را مغتنم بشمرید؛ از این فرصت بهترین استفاده را بکنید.
نکته‌ی سوّم؛ بهترین استفاده‌ی از این فرصت چیست؟ تبلیغ معارف دین؛ تبلیغ همان چیزی که این بزرگواران، این نشانه‌های عظمت و فضیلت برای خاطر آن، جانشان را کف دست گرفتند؛ این‌همه رنج بردند؛ این‌همه مصیبت کشیدند؛ حادثه‌ی عاشورا به‌وجود آمد؛ حوادث گریه‌آور صدر اسلام به‌وجود آمد. [اینها] برای چه بود؟ برای ترویج معارف دین بود. از این فرصت برای ترویج معارف دین، برای سوق دادن نسل جوان به عمل به دین، به عمل به شریعت، به عمل به مسئولیّتهای بزرگ این دوران استفاده کنید. امروز کشور ما، ملّت ما و دنیای اسلام محتاج درست فهمیدن، درست عمل کردن و ایستادگی کردن است. ملّت ایران الگو است؛ در میان ملّت، جوانان موتور حرکتند. این جوانها در اختیار شما هستند؛ یعنی شما با یک نگاه ملاحظه خواهید کرد که به یک معنا موتور حرکت دنیای اسلام، زیر کلید شما است. معارف دین را تبلیغ کنید.
آنچه را مردم احتیاج دارند و آنچه را این جوانها احتیاج دارند برای پاک بودن، برای پاک زیستن، برای سبک زندگی اسلامی، برای مسلمان شدن به‌معنای واقعی کلمه، برای عاقبت به خیری، به اینها یاد بدهید؛ این در اختیار شما است. کِی ما در طول تاریخ این‌همه مجلس داشتیم که در آنها این‌همه جوان جمع بشوند و دلهایشان را در اختیار شما بگذارند. در زمان ما و در دوره‌ی جوانی ما در مشهد اگر همه‌ی مدّاحها را میشمردند، از پنج شش نفر بیشتر نمیشدند، در تهران هم یک‌خرده بیشتر از این. این‌همه مجلس، این‌همه گوینده، این‌همه خواننده، این‌همه هنر، این‌همه صدای خوش، شعرا هم به‌کار می‌افتند و آنها هم شعر میگویند؛ از این فرصت استفاده کنید؛ این هم نکته‌ی بعدی.
و نکته‌ی آخر؛ پرهیز از انحراف، پرهیز از خرافه‌گرایی، پرهیز از مشکل‌تراشی در عقاید جوانها؛ گاهی ما یک کلمه‌ای میگوییم که یک گرهی در ذهن جوانِ مخاطب ما به‌وجود می‌آید؛ این گره را چه کسی میخواهد باز کند؟ این گرهی را که ما با بیان ناقص خودمان یا بیان غلط خودمان یا بی‌توجّهی و بی‌مسئولیّتی خودمان در ذهن این جوان به‌وجود می‌آوریم و عقیده‌ی او را دچار مشکل میکنیم، این گره چگونه باز خواهد شد؟ اینها مسئولیّت است. اینکه ما مجلس عزاداری و مدح سیّدالشهدا را ــ که عظمت او به‌خاطر شهادت است، عظمت او به‌خاطر فداکاری در راه خدا است، عظمت او به‌خاطر گذشت است؛ گذشت از همه چیز، از همه‌ی خواسته‌ها، از همه‌ی مطلوبها ــ تبدیل کنیم به یک نقطه‌ی سبک، به یک جایی که یک تعدادی جوان لخت بشوند، بپرند هوا، بپرند پایین و ندانند چه میگویند، درست است؟ این شکر این نعمت است که خدا به شما داده؟ این صدای خوش نعمت است؛ این توانایی اداره‌ی مجلس نعمت است؛ اینها چیزهایی است که خدا به همه نداده است، به شما داده؛ باید این نعمتها را شکر بگزارید. بنابراین من جامعه‌ی مدّاح را از ته دل دوست میدارم؛ برایتان دعا میکنم؛ خداوند ان‌شاءالله به شماها توفیق بدهد، به شماها کمک کند؛ امّا این را هم عرض میکنم که انتظارات از جامعه‌ی مدّاح، امروز در جامعه‌ی ایرانی و در کلّ نگاه منطقه‌ای، انتظار بالایی است. من درباره‌ی حضرت صدّیقه‌ی طاهره‌ی معصومه‌ی راضیه‌ی مرضیّه (سلام الله و سلام جمیع انبیائه و ملائکته و عباده الصّالحین علیها) چیزی نمیتوانم عرض بکنم؛ شما در بیانات خودتان مطالبی را بیان کردید، بنده هم زبانم قاصر است از اینکه مطلبی را عرض بکنم؛ [لذا] از این موضوع عبور میکنیم.
موضوع دوّم مسئله‌ی هسته‌ای؛ بعضی‌ها سؤال کردند و میکنند که چرا فلانی درباره‌ی مسئله‌ی هسته‌ای موضع نگرفته‌است؟ جواب این است که جایی برای موضع‌گیری وجود نداشته‌است. مسئولین ما، مسئولین هسته‌ای، مباشرین کار به ما دارند میگویند هنوز کاری انجام نگرفته، هیچ چیز الزام‌آوری بین دو طرف نگذشته است؛ چه موضع‌گیری‌ای؟ اگر از من بپرسند شما موافقید یا مخالف، میگویم نه موافقم، نه مخالف؛ چون هنوز اتّفاقی نیفتاده است؛ هنوز کاری نشده. همه‌ی مشکل بر سر آن جزئیّاتی است که بنا است بنشینند و یکایکِ آنها را بحث کنند؛ این را خود مسئولین هم گفته‌اند؛ هم به ما گفته‌اند، هم در مصاحبه‌هایشان به مردم این را گفته‌اند؛ همه‌ی مشکل بعد از این است. ممکن است طرف مقابل که یک طرفِ لجوج، بدعهد، بدمعامله، اهل دبّه در آوردن، اهل چک‌وچانه کردن، اهل از پشت خنجر زدن و اهل این‌جور کارها و سیاه‌کاری‌ها است، سرِ جزئیّات بخواهد کشور ما را، ملّت ما را، مذاکره‌کنندگان مارا در یک دایره‌ای محصور کند؛ ما هنوز هیچ چیز در اختیار نداریم، هیچ الزامی به‌وجود نیامده است. اینکه حالا تبریک میگویند، به بنده تبریک میگویند، به دیگران تبریک میگویند، بی‌معنی است، چه تبریکی؟ آنچه تا کنون انجام گرفته است نه اصل توافق و مذاکره‌ی منتهی به توافق را تضمین میکند، نه محتوای توافق را تضمین میکند؛ هیچ کدام را؛ حتّی تضمین نمیکند که این مذاکرات تا به آخر برسد و به یک توافق منتهی بشود؛ اینکه تا الان انجام گرفته، این‌جوری است؛ همه چیز مربوط به بعد از این است.
چند نکته را من در مورد مسئله‌ی هسته‌ای عرض میکنم. من البتّه هیچ‌وقت نسبت به مذاکره‌ی با آمریکا خوش‌بین نبودم. نه از باب یک توهّم بلکه از باب تجربه؛ تجربه کردیم. نه از باب یک حالا اگر یک روزی ــ ما که در آن روز قاعدتاً نخواهیم بود ــ شماها ان‌شاءالله در جریان حوادث و جزئیّات و یادداشت‌ها و نوشته‌های این روزها قرار بگیرید، خواهید دید که این تجربه‌ی ما از کجا حاصل شده؛ تجربه کردیم. لکن با وجود اینکه من خوش‌بین نبودم به مذاکره‌ی با آمریکا، با این مذاکرات موردی، مخالفت نکردم، موافقت کردم؛ از مذاکره‌کنندگان هم با همه‌ی وجود حمایت کردم، الان هم حمایت میکنم. از رسیدن به یک توافقی که منافع ملّت ایران را تأمین کند و عزّت ملّت ایران را حفظ کند، صددرصد من حمایت میکنم و استقبال میکنم؛ این را همه بدانند. اگر کسی بگوید که ما مثلاً با توافق یا با رسیدن به یک نقطه مخالفیم، نه، خلاف حق و خلاف واقع گفته است. اگر یک توافقی انجام بگیرد که این توافق توافقی باشد که منافع ملّت را، منافع کشور را تأمین بکند، بنده کاملاً با آن موافقت خواهم کرد. البتّه این را هم ما گفتیم که توافق نکردن بهتر از توافق بد است ــ که این حرف را آمریکایی‌ها هم میزنند ــ این فرمول، فرمول درستی است؛ توافق نکردن از توافق کردنی که در آن، منافع ملّت پامال بشود، عزّت ملّت از بین برود، ملّت ایران با این عظمت، تحقیر بشود [بهتر است]، توافق نکردن شرف دارد بر یک چنین توافق کردنی. این هم این مطلب؛ این نکته‌ی اوّل.
نکته‌ی بعدی این است که بنده در جزئیّات مذاکره دخالتی نکردم، بازهم نمیکنم؛ من مسائل کلان، خطوط اصلی، چهارچوب‌های مهم و خطّ قرمزها را به مسئولین کشور همواره گفته‌ام؛ عمدتاً به رئیس جمهور محترم که ما با ایشان جلسات مرتّب داریم، و موارد معدودی هم به وزیر محترم خارجه؛ خطوط اصلی و کلّی. جزئیّات کار، خصوصیّات کوچک که تأثیری در تأمین آن خطوط کلان ندارد، مورد توجّه نیست؛ اینها در اختیار آنها است، میتوانند بروند کار کنند. اینکه حالا گفته بشود که جزئیّات این مذاکرات تحت نظر رهبری است، این حرف دقیقی نیست؛ البتّه بنده احساس مسئولیّت میکنم، نسبت به این مسئله به‌هیچ‌وجه بی‌تفاوت نیستم، کلیّاتی وجود دارد که حالا اشاره هم خواهم کرد به بعضی از آنها؛ قبلا هم در صحبتهای عمومی خطاب به مردم آنها را گفتیم؛ به مسئولین هم مفصّل‌ترش را گفتیم.
نکته‌ی سوّم؛ همان‌طور که عرض کردم بنده به مجریان امر اعتماد دارم؛ این را شما بدانید؛ این آقایانی که مشغول کار هستند، اینها افرادی هستند مورد اعتماد ما، من در مورد آنها هیچ تردیدی [ندارم]؛ در آنچه تا حالا بودند، ان‌شاءالله بعد از این هم تردیدی به‌وجود نخواهد آمد؛ هیچ تردیدی نسبت به آنها ندارم. لکن درعین‌حال جدّاً دغدغه دارم؛ این دغدغه ناشی از آن است که طرف مقابل بشدّت اهل فریب و دروغ و نقض‌عهد و حرکت در خلاف جهت صحیح است؛ طرف مقابل این‌جوری است. یک نمونه‌اش در همین قضیّه اتّفاق افتاد؛ بعد از آنکه که مذاکره‌کنندگان ما مذاکره‌شان تمام شد، بعد از چند ساعت بیانیّه‌ی کاخ سفید منتشر شد در تبیین مذاکرات. این بیانیّه‌ای که آنها منتشر کردند ــ که اسمش را میگذارند «فکت‌شیت» ــ در اغلب موارد خلاف واقع است؛ یعنی روایتی که اینها دارند از مذاکرات و از تفاهمهایی که انجام گرفته است میکنند، یک روایت مخدوش و غلط و خلاف واقع است. این بیانیّه را آوردند من دیدم؛ چهار پنج صفحه است؛ این چهار پنج صفحه در ظرف این دو سه ساعت که تهیّه نشده؛ در همان حالی که اینها داشتند مذاکره میکردند، این بیانیّه را هم نشستند تأمین کردند. ببینید، طرف این‌جوری است؛ دارد با شما حرف میزند، بر سر یک موضوعاتی تفاهم به‌وجود می‌آید، در همان حالی که دارد با شما حرف میزند، دارد یک اعلامیّه‌ای تهیّه میکند که برخلاف آن چیزی است که بین شما و او دارد میگذرد و تا مذاکره‌تان تمام شد، آن اعلامیّه را منتشر میکند! طرف این‌جوری است؛ طرف طرف بدعهدی است، طرف متقلّبی است. حرف میزنند، بعد هم خصوصی میگویند اینها برای آبروداری است؛ برای اینکه مثلاً در مقابل مخالفانشان در داخل کشورشان کم نیاورند، یک چیزهایی را اینها مینویسند. خب، این به ما ربطی ندارد. اگر بنا باشد که اینها ملاک عمل قرار بگیرد، آنچه آنها نوشتند، قطعاً ملاک عمل نخواهد بود. آنها البتّه درباره‌ی ما هم این حرف را میزنند. آنها گفتند که ممکن است بعد از آنکه این مذاکرات انجام گرفت، رهبری برای آبروداری یک اظهار مخالفتی بکند؛ کافر همه را به کیش خود پندارد. ما حرفمان با مردم بر مبنای اعتماد متقابل است؛ مردم به این حقیر ضعیف اعتماد کردند، بنده هم به تک تک این ملّت اعتماد دارم؛ به این حرکت عمومی اعتماد دارم؛ معتقدم «یَدُ اللهِ مَعَ الجَماعَة»(۷)؛ اعتقاد دارم دست خدا است که دارد کار میکند. بیست‌ودوّم بهمن را نگاه کنید، در آن سرما، در آن مشکلات؛ روز قدس را نگاه کنید، در آن گرما با آن دهان روزه؛ چه کسی مردم را می‌آورد در این خیابانها؟ چه گیرشان می‌آید از آمدن در این خیابانها؟ این دست خدا است؛ خدا را می‌بینیم، اعتماد میکنیم به این حرکت مردمی، به این احساس مردمی، به این صدق و بصیرت مردمی اعتماد میکنیم؛ حرف میزنیم باهم؛ آنها [=طرف مقابل] جور دیگری عمل میکنند، ما را هم با خودشان مقایسه میکنند. بنابراین دغدغه‌ی این حقیر وجود دارد؛ الان هم من دغدغه دارم که اینها چه خواهند کرد و چگونه عمل خواهد شد.
نکته‌ی بعدی؛ بعضی‌ها موافقت کردند، بعضی مخالفت کردند؛ در این مطبوعات ما، در این نوشته‌های [کشور] ما، در سایت‌های فضای مجازی و غیره، بعضی ستایش میکنند، بعضی هم مخالفت میکنند؛ به اعتقاد بنده مبالغه نباید کرد، عجله هم نباید کرد، باید ببینیم چه اتّفاقی خواهد افتاد؛ البتّه من به خود مسئولین هم این را گفته‌ام همین چند روز؛ مسئولین باید بیایند مردم را و بخصوص نخبگان را از جزئیّات و واقعیّات مطّلع کنند؛ ما چیز محرمانه نداریم، چیز مخفی نداریم. این مصداق همدلی با مردم است؛ همدلی و هم‌زبانی که ما گفته‌ایم(۸)، همدلی یک چیز زورکی نیست، یک چیز دستوری نیست که کسی دستور بدهد که مردم همدلی کنید، مردم هم بگویند چشم، این همدلی نمیشود؛ همدلی مثل یک گل است، مثل یک نهال و بوته‌ی گل است، باید نهال را نشاند در زمین، بعد از آن مراقبت کرد، آن را آبیاری کرد، از لطمه زدن به آن باید جلوگیری کرد تا این همدلی رشد کند؛ بدون این، همدلی نخواهد شد. همدلی از هم‌زبانی هم بهتر است، هم‌زبانی هم خوب است.
ای بسا هندو و ترک هم‌زبان
ای بسا دو ترک چون بیگانگان
پس زبان محرمی خود دیگر است
همدلی از هم‌زبانی بهتر است(۹)
همدلی لازم است؛ همدلی را باید به‌وجود آورد؛ همدلی را باید رشد داد. این توصیه‌ی من به همه است. الان فرصت خوبی است برای همدلی؛ یک عدّه‌ای مخالفند، یک عدّه‌ای اعتراض دارند؛ خیلی خب، مسئولین ما که مردمان صادقی هستند، مردمان علاقه‌مند به منافع ملّی‌اند، بسیار خب، یک جمعی از مخالفین را ــ از آن افرادی را که شاخصند ــ دعوت کنند، حرفهای آنها را بشنوند؛ ای بسا در حرفهای آنها یک نکته‌ای باشد که این نکته را اگر رعایت کنند، کارشان بهتر پیش برود؛ اگر چنانچه نکته‌ای هم نبود، آنها را قانع کنند؛ این میشود همدلی؛ این میشود یکسان‌سازی دلها و احساسها، و به تبع آن عملها. به نظر من بنشینند، بشنوند، بحث کنند. حالا ممکن است بگویند آقا ما سه ماه بیشتر زمان نداریم؛ خب، حالا سه ماه بشود چهار ماه، آسمان که به زمین نمی‌آید؛ چه اشکالی دارد؟ کمااینکه آنها در یک برهه‌ی دیگری هفت ماه زمان را عقب انداختند. خیلی خب، دوستان ما هم اگر چنانچه در این همدلی‌ها و هم‌زبانی‌ها و تبادل‌نظرها یک وقتی گرفته شد، چه اشکال دارد، وقتی گرفته بشود، یک خرده زمان آن تصمیمات نهایی عقب بیفتد؛ طوری نخواهد شد. این هم نکته‌ی بعدی.
نکته‌ی بعدی این است که این مذاکراتی که دارد انجام میگیرد ــ که بخشی از آن هم مذاکره‌ی با طرفهای آمریکایی است ــ فقط در موضوع هسته‌ای است؛ فقط. ما در هیچ موضوع دیگری فعلا با آمریکا مذاکره نداریم؛ هیچ؛ این را همه بدانند؛ نه در مسائل منطقه، نه در مسائل گوناگون داخلی، نه در مسائل بین‌المللی؛ امروز فقط موضوع مورد بحث و مورد مذاکره، مسائل هسته‌ای است. حالا، این تجربه‌ای خواهد شد؛ اگر طرف مقابل از کج‌تابی‌های معمولی خودش دست برداشت، این یک تجربه‌ای برای ما میشود که خیلی خب، پس میشود در یک موضوع دیگر هم با اینها مذاکره کرد؛ امّا اگر دیدیم نه، این کج‌تابی‌هایی که همیشه از اینها دیده‌ایم باز هم وجود دارد و کج‌راهه دارند میروند، خب طبعاً تجربه‌ی گذشته‌ی ما تقویت خواهد شد. طرف مقابل ما همه‌ی دنیا هم نیستند، به این هم توجّه بشود. گاهی در تعبیرات آدم می‌شنود ــ من گله هم کردم ــ از بعضی از دوستان که میگویند جامعه‌ی بین‌المللی! جامعه‌ی بین‌المللی را آنها میگویند، جامعه‌ی بین‌المللی‌ای در مقابل ما نیست؛ یک آمریکا و سه کشور اروپایی؛ همین. آنهایی که در این مسئله دارند با ملّت ایران لج‌بازی و کج‌تابی و بدعهدی و خباثت میکنند، یکی آمریکا است، یکی [هم] سه کشور اروپایی؛ کس دیگری در مقابل ما نیست. همین دو سال، دو سال و نیم قبل از این در همین شهر تهران، نمایندگان ارشد بیشتر از ۱۵۰ کشور آمدند، حدود پنجاه رئیس کشور در تهران در جریان جنبش غیرمتعهّدها که در تهران بود جمع شدند(۱۰)؛ مال دو سه سال پیش [است]، مال صد سال پیش که نیست؛ مال همین تازه است؛ جامعه‌ی بین‌المللی اینها هستند. اینکه ما مدام بگوییم «جامعه‌ی بین‌المللی باید اعتماد کند»، جامعه‌ی بین‌المللی کجا بود؟ جامعه‌ی بین‌المللی به ما کاملا هم اعتماد دارد؛ در همین کشورها هم خیلی از ملّتهایشان، دولتهایشان را قبول ندارند. این هم نکته‌ی بعدی.
نکته‌ی آخر خواسته‌های بنده است. من یک خواسته‌هایی از مسئولین داشته‌ام که این را به آنها عرض کردم، گفتم و روی آنها اصرار دارم. یکی این مسئله است که بدانند دستاورد کنونی هسته‌ای ما چیز باارزشی است؛ این را بدانند؛ به چشم کم‌ارزش و چیز سبک به آن نگاه نکنند؛ چیز با ارزشی است. صنعت هسته‌ای برای یک کشور، یک ضرورت است. اینکه بعضی از روشنفکرنماها قلم بردارند و قلم بزنند که «آقا ما صنعت هسته‌ای را میخواهیم چه‌کار کنیم» این فریب است؛ این شبیه همان حرفی است که زمان قاجارها وقتی نفت کشف شده بود و انگلیسها آمده بودند میخواستند نفت را ببرند، اینجا دولتمرد قاجاری میگفت ما این مادّه‌ی بدبوی عَفِن را میخواهیم چه‌کار کنیم، بگذارید بردارند ببرند! این شبیه آن است. صنعت هسته‌ای برای یک کشور یک ضرورت است؛ هم برای انرژی، هم برای داروهای هسته‌ای که بسیار مهم است، هم برای تبدیل آب دریا به آب شیرین، و هم برای بسیاری از نیازهای دیگر در زمینه‌ی کشاورزی و غیر کشاورزی. صنعت هسته‌ای در دنیا، یک صنعت پیشرفته است، یک صنعت مهم است؛ این را هم بچّه‌های ما خودشان به دست آوردند؛ این انفجار ظرفیّتهای درونی و استعدادهای درونی بچّه‌های ما بود. حالا فلان کشور عقب‌افتاده، میگوید اگر ایران غنی‌سازی داشته باشد من هم میخواهم غنی‌سازی داشته باشم؛ خیلی خب برو تو هم غنی‌سازی کن؛ بلدی برو بکن(۱۱). ما که غنی‌سازی را از کسی نگرفتیم، استعداد درونی ما است؛ [اگر] شما هم استعداد درونی در ملّتت داری، برو غنی‌سازی کن؛ [این] بهانه‌گیری‌های بچّه‌گانه که بعضی از کشورها میکنند. غنی‌سازی و آنچه در زمینه‌ی هسته‌ای تا امروز پیش‌آمده است، یک دستاورد بسیار مهم است؛ این چیز کمی نیست. و این گامهای ابتدائی ما در این صنعت است. باید در این صنعت کار بشود، حرکت بشود، پیشرفت بشود. حالا چند کشور جنایتکاری که خودهاشان یا بمب هسته‌ای را علیه ملّتها به کار بردند مثل آمریکا، یا آزمایش کردند مثل فرانسه ــ فرانسه همین ده دوازده سال قبل از این سه آزمایش هسته‌ای پشت سر هم در اقیانوس کرد که اینها مخرّب است و محیط دریایی را نابود میکند؛ سه آزمایش هسته‌ای بسیار خطرناک؛ [در] دنیا هم یک جنجال مختصری کردند، بعد هم دهنها را بستند، تمام شد ــ اینها دارند به ما میگویند! ما دنبال انفجار هسته‌ای نیستیم، دنبال آزمایش هسته‌ای نیستیم، دنبال سلاح هسته‌ای نیستیم؛ نه به‌خاطر اینکه آنها میگویند، [بلکه] به‌خاطر خودمان، به‌خاطر دینمان و به‌خاطر عقلمان. هم فتوای شرعی ما این است، هم فتوای عقلی ما این است. فتوای عقلی ما هم این است که ما امروز و فردا و هیچ وقت به سلاح هسته‌ای احتیاج نداریم؛ سلاح هسته‌ای برای یک کشوری مثل کشور ما مایه‌ی دردسر است که حالا تفصیل این بماند. بنابراین دستاورد هسته‌ای، بسیار مهم است و دنبال کردن این صنعت و صنعتی کردن کشور، بسیار چیز لازمی است؛ بایستی این مورد توجّه باشد.
مطالبه‌ی بعدی ما از مسئولین این بوده است که گفتیم به طرف مقابل اعتماد نکنید. خوشبختانه اخیراً یکی از مسئولین محترم صریحاً گفت که ما به طرف مقابل هیچ اعتمادی نداریم و این خیلی چیز خوبی است. گفتیم به طرف مقابل اعتماد نکنید، به لبخند او فریب نخورید، به وعده‌ی نقد که میدهد ــ وعده‌ی نقد، نه عمل نقد ــ اعتماد نکنید، [چون] وقتی خرش از پل گذشت، برمیگردد و به ریش شما میخندد! اینقدر اینها وقیحند. امروز که یک تفاهم اوّلیّه به‌صورت یک یادداشت و یک اعلامیّه منتشر شده است و هنوز هیچ کار نشده است و خود طرفین میگویند که الزامی وجود ندارد، همین حالا که توانسته‌اند این مقدار حرکت را بکنند، شما دیدید رئیس جمهور آمریکا در تلویزیون ظاهر شد با چه ژستی، با چه ریختی!
مطلب بعدی که ما به مسئولین گفتیم و به مردم هم عرض میکنیم، این است که در این جزئیّات مذاکرات ــ که خیلی هم این چند ماه آینده مهم است ــ اتّفاقی که باید بیفتد این است که تحریمها به‌طور کامل و یکجا بایستی لغو بشود. اینکه یکی از آنها میگوید تحریمها شش ماه دیگر لغو میشود، یکی میگوید نه ممکن است یک سال هم طول بکشد، یکی دیگر میگوید ممکن است از یک سال هم بیشتر بشود، اینها بازیهای متعارف معمول اینها است؛ اینها هیچ قابل اعتناء و قابل قبول نیست؛ تحریمها بایستی ــ اگر چنانچه حالا خدای متعال مقدّر فرموده بود و توانستند به یک توافقی برسند ــ در همان روز توافق به‌طور کامل لغو بشود؛ این باید اتّفاق بیفتد. اگر قرار باشد که لغو تحریمها باز متوقّف بشود بر یک فرایند دیگری، پس چرا ما اصلا مذاکره کردیم؟ اصلا مذاکره و نشستن پشت میز مذاکره و بحث کردن و بگومگو کردن برای چه بود؟ برای همین بود که تحریمها برداشته بشود؛ این را باز بخواهند متوقّف کنند به یک چیز دیگری، اصلا قابل قبول نیست.
نکته‌ی بعدی که به مسئولین محترم تذکّر دادیم و به شما هم عرض میکنیم، این است که به‌هیچ‌وجه اجازه داده نشود که به بهانه‌ی نظارت، اینها به حریم امنیّتی و دفاعی کشور نفوذ کنند؛ مطلقاً. مسئولین نظامی کشور به‌هیچ‌وجه مأذون نیستند که به بهانه‌ی نظارت و به بهانه‌ی بازرسی و مانند این حرفها، بیگانگان را به حریم و حصار امنیّتی و دفاعی کشور راه بدهند، یا توسعه‌ی دفاعی کشور را متوقّف کنند؛ توسعه‌ی دفاعی کشور، توانایی دفاعی کشور، مشت محکم ملّت در عرصه‌ی نظامی، این بایستی همچنان محکم بماند و محکم‌تر بشود؛ یا حمایت ما از برادران مقاوممان در نقاط مختلف؛ اینها مطلقاً نبایستی در مذاکرات مورد خدشه قرار بگیرد.
تذکّر بعدی این است که هیچ شیوه‌ی نظارتی غیر متعارف که جمهوری اسلامی را به یک کشور اختصاصی از لحاظ نظارت تبدیل میکند، به‌هیچ‌وجه مورد قبول نیست. همین نظارتهای متعارفی که در همه‌ی دنیا معمول است، اینجا هم همان نظارتها [باشد]، و نه بیشتر.
نکته‌ی آخر در این زمینه؛ توسعه‌ی علمی و فنّی هسته‌ای در ابعاد گوناگون، به‌هیچ‌وجه نبایستی متوقّف بشود. توسعه باید ادامه پیدا کند، توسعه‌ی فنّی. حالا محدودیّتهایی را ممکن است لازم بدانند قبول بکنند، ما حرفی نداریم. برخی از محدودیّتها را قبول کنند، امّا توسعه‌ی فنّی حتماً بایستی ادامه پیدا بکند و با شدّت و قدرت پیش برود. این عرایض ما است، حرفهای ما به برادرانمان اینها است. این حرفها را ما در جلسات خصوصی هم گفتیم؛ عمدتاً در طول این یک سال و نیم با رئیس‌جمهور محترم، و بعضاً در موارد نادری هم به مسئول مذاکرات که وزیر محترم خارجه‌ی ما است گفتیم. این حرفهای من است؛ امّا حالا این خواسته‌ها را اینها با کدام شیوه‌ی مذاکراتی میتوانند تأمین کنند، این به عهده‌ی خودشان است؛ بروند بنشینند شیوه‌های درست مذاکراتی را پیدا کنند، از آدمهای مطّلع و امین بهره‌مند بشوند، از نظرات منتقدین مطّلع بشوند و آنچه را لازم است انجام بدهند. این هم مربوط به مسئله‌ی هسته‌ای.
مسئله‌ی یمن. سعودی‌ها بدعت بدی گذاشتند در این منطقه و البتّه خطا کردند، اشتباه کردند. کاری که امروز دولت سعودی در یمن دارد انجام میدهد، عیناً همان کاری است که صهیونیست‌ها در غزّه انجام دادند. دو جنبه دارد: یکی اینکه جنایت است، نسل‌کشی است، قابل تعقیبِ بین‌المللی است، بچّه‌ها را میکشند، خانه‌ها را خراب میکنند، زیربناها را نابود میکنند، ثروتهای ملّی را در یک کشور از بین میبرند؛ خب، این یک جنایت بزرگ است؛ این یک طرف قضیّه است؛ طرف دیگر قضیّه این است که سعودی‌ها در این مسئله خسارت خواهند کرد، ضرر خواهند کرد و به‌هیچ‌وجه پیروز نخواهند شد. دلیل خیلی واضحی دارد؛ دلیلش این است که توانایی‌های نظامی صهیونیست‌ها چندین برابر توانایی نظامی این سعودی‌های کذا و کذا [است]؛ چندین و چند برابر اینها، آنها توانایی نظامی داشتند؛ طرف مقابل آنها هم غزّه‌ی یک وجبی بود. اینجا طرف مقابل یک کشور است، یک کشور ده‌ها میلیونی؛ یک ملّت، کشور پهناور و وسیع. اگر آنها توانستند در غزّه پیروز بشوند، اینها هم خواهند توانست در اینجا پیروز بشوند؛ البتّه اگر آنها هم پیروز میشدند، باز پیروزی اینها احتمالش صفر بود؛ الان احتمالش زیر صفر است. اینها قطعاً ضربه خواهند خورد؛ قطعاً بینی سعودی‌ها به خاک مالیده خواهد شد. ما با سعودی‌ها اختلافات متعدّدی در مسائل گوناگون سیاسی داریم؛ امّا این را همیشه میگفتیم که سعودی‌ها در کار سیاست خارجی‌شان یک وقار و متانتی نشان میدهند؛ این وقار و متانت را هم از دست دادند. چند جوان بی‌تجربه، امور آن کشور را در دست گرفتند و دارند آن جنبه‌ی توحّش را غلبه میدهند بر جنبه‌ی متانت و ظاهرسازی؛ این به ضررشان تمام خواهد شد. من هشدار میدهم به سعودی‌ها، از این حرکت جنایت‌آمیزی که در یمن میکنند باید دست بردارند؛ این در این منطقه قابل قبول نیست.
آمریکا هم البتّه از آنها دفاع میکند، حمایت میکند؛ طبیعت آمریکا این است، در همه‌ی قضایا طرف ظالم را میگیرد؛ طرف آن چهره‌ی بد را میگیرد، به جای اینکه طرف مظلوم را بگیرد؛ این طبیعت آنها است، اینجا هم همان‌جور دارند عمل میکنند؛ ولیکن ضربه خواهند خورد، شکست خواهند خورد. حالا جنجال درست خواهند کرد که «ایران در کار یمن دخالت کرد»؛ بله، این دخالت است؛ اینکه ما نشسته‌ایم اینجا دو کلمه حرف میزنیم، این میشود دخالت؛ [امّا اینکه] هواپیماهای جنایتکارشان آسمان یمن را ناامن کرده‌اند، آن دخالت نیست! آنها برای یک چنین دخالتی، بهانه‌های ابلهانه برای خودشان جور میکنند؛ این بهانه‌ها، نه از لحاظ منطق بین‌المللی قابل قبول است، نه ملّتها میپذیرند، و نه خدا میپذیرد. بنابراین آنچه لازم است همین است؛ بایستی اینها هرچه زودتر دست از این جنایت و فاجعه‌باری بردارند. ملّت یمن یک ملّت بزرگی است، ملّت کهنی است، ملّت دیرینی است؛ هزاران سال سابقه دارد. این ملّت این ظرفیّت را دارد، این توانایی را دارد که بنشیند برای خودش تکلیف دولت را معیّن بکند. البتّه کسانی سعی کردند خلأ قدرت ایجاد کنند، جنجال درست کنند، مسائلی را که در لیبی متأسّفانه پیش آمده ــ که بسیار وضعیّت بد و رقّت‌باری امروز در لیبی هست ــ میخواستند همین اوضاع را در یمن [هم] به‌وجود بیاورند؛ خوشبختانه نتوانستند. جوانهای مؤمن، جوانهای علاقه‌مند و معتقدین به منهاج(۱۲) امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) توانستند بایستند در مقابل اینها؛ شیعه و سنّی و شافعی و زیدی و حنفی و همه جورشان ایستاده‌اند در مقابل هجمه‌ی دشمن و ان‌شاءالله پیروز خواهند شد و پیروزی متعلّق به ملّتها است.
پروردگارا! برادران ما در هر نقطه‌ی دنیا هستند پیروزشان بفرما؛ پروردگارا! دشمنان اسلام و دشمنان ملّتهای مسلمان را در هر نقطه‌ای که هستند مخذول(۱۳) و منکوب(۱۴) بفرما؛ پروردگارا! ما را با وظایفمان آشنا کن؛ ما را به وظایفمان عامل کن؛ روح مطهّر امام بزرگوار را با اولیائش محشور بفرما؛ ارواح طیّبه‌ی شهدا را با روح مطهّر حضرت صدّیقه‌ی طاهره (سلام الله علیها) محشور بفرما.
والسّلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته

۱) در این دیدار، شماری از مداحان و شعرا با قرائت اشعار، به ذکر فضائل و محامد فاطمه‌ی زهرا (سلام‌الله‌علیها) پرداختند.
۲) مرحوم علی آهی شاعر آئینی و مداح اهل‌بیت، شانزدهم فروردین سال جاری در سن ۸۷ سالگی در تهران درگذشت.
۳) مثنوی مولوی، دفتر پنجم
۴) ۱۳۷۲/۹/۱۴
۵) دیوان صغیر اصفهانی با اندکی تفاوت در برخی نسخه‌ها
۶) مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۴۲ (با اندکی تفاوت) «فرصتها را مغتنم بشمارید چرا که مانند ابر در حال گذر است»
۷) نهج‌الفصاحه، ص ۴۵
۸) اشاره به شعار سال ۱۳۹۳؛ «دولت و ملت؛ همدلی و هم‌زبانی»
۹) مثنوی مولوی، دفتر اول
۱۰) شانزدهمین اجلاس غیرمتعهدها، از هفتم تا یازدهم شهریور سال ۱۳۹۱ در تهران برگزار شد.
۱۱) خنده حضار
۱۲) راهِ آشکار
۱۳) خوار و ذلیل
۱۴) مغلوب
عباس نعمتی بازدید : 1190 سه شنبه زمان : :قبل از ظهر نظرات ()

پاسخ سامانه پیامکی دفتر آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به سوالی در مورد استفاده از نرم افزار هایی که گفته می شود اسرائیلی است (مثل وایبر) را در ادامهمشاهده می کنید.


سوال: آیا استفاده از یک نرم افزار پیامرسان که گفته می شود اسرائیلی است و فیلتر هم نشده است اشکالی دارد؟


پاسخ دفتر آیت الله مکارم شیرازی: اگر اسرائیلی بودن آن ثابت نشود و استفاده از آن خلاف مقررات نباشد اشکالی ندارد.


عباس نعمتی بازدید : 1534 چهارشنبه زمان : :قبل از ظهر نظرات ()


چند روز است که اظهار نظر های زیادی در مورد بیانیه سوئیس (لوزان) می شود، که متاسفانه بسیاری از این اظهار نظر ها منشاء حزبی و جناحی دارند.
نمی شود به مسئله مذاکرات جناحی نگاه کرد، کسانی که به این مسئله نگاه جناحی دارند و خواسته و نا خواسته دو دستگی بین مردم ایجاد می کنند بدون شک به منافع ملی خیانت می کنند.
بعضی ها توافق هسته ای را تنها راه پیشرفت ایران می دانند و بعضی ها هم گروه مذاکره کننده را به زیر پا گذاشتن خط قرمز های نظام متهم می کنند یا حتی آن ها را تامین کننده امنیت اسرائیل می دانند!
اگر برنامه سخنرانی رهبر انقلاب مثل سال های قبل باشد ایشان روز تولد حضرت زهرا (س) مطابق با ۲۱ فروردین در جمع مداحان سخنرانی می کنند، همه افراد از هر حزب و جناحی منتظر نظر رهبری در مورد این بیانیه هستند.
در پایان بخشی از سخنان رهبر انقلاب در جمع دانشجویان در اینجا درج می گردد:
این‌‌جور نیست که همه‌‌ى مواضعى که آحاد مردم - از جمله دانشجویان که جزو قشرهاى پیشرو هستند - اتخاذ میکنند، بایستى الگوگرفته و برگردان نظراتى باشد که رهبرى ابراز میکند؛ نه، شما به‌‌عنوان یک انسان مسلمان، مؤمن، صاحب فکر، باید نگاه کنید، تکلیفتان را احساس کنید، تحلیل داشته باشید - که من حالا عرض خواهم کرد - نسبت به اشخاص، نسبت به جریانها، نسبت به سیاستها، نسبت به دولتها، موضع داشته باشید، نظر داشته باشید. این‌‌جور نیست که شما باید منتظر بمانید، ببینید که رهبرى درباره‌‌ى فلان شخص، یا فلان حرکت، یا فلان عمل، یا فلان سیاست چه موضعى اتخاذ میکند که بر اساس آن، شما هم موضع‌‌گیرى کنید؛ نه، اینکه کارها را قفل خواهد کرد. رهبرى وظایفى دارد، آن وظایف را اگر خداى متعال به او کمک کند و توفیق بدهد، عمل خواهد کرد؛ شما هم وظایفى دارید؛ به صحنه نگاه کنید، تصمیم‌‌گیرى کنید؛ منتها معیار عبارت باشد از تقوا؛ معیار، تقوا باشد. تقوا یعنى اسیر هواى نَفْس نشدن در جانب‌‌دارى و طرف‌‌دارى یا در مخالفت و معارضه، در انتقاد یا در تمجید؛ این را رعایت کنید. اگر این رعایت شد، هم انتقاد خوب است، هم جانب‌‌دارى و تمجید خوب است: از شخص، از دولت، از فلان جریان سیاسى؛ از فلان حادثه‌‌ى سیاسى؛ هیچ اشکالى ندارد. البته اگر در یک زمینه‌‌اى نظرى هم از سوى این حقیر ابراز شد، آن کسانى که حسنِ‌‌ظن دارند و این نظر را قبول دارند، ممکن است این هم یکى از عواملى باشد که در تشخیص آنها دخالت خواهد داشت؛ لکن این به معناى این نیست که وظیفه‌‌ى افراد در مورد موضع‌‌گیرى‌‌ها و در مورد اظهارنظرها ساقط بشود؛ نه، هرکسى نگاه کند [و وظیفه‌‌اش را انجام بدهد]. عرض کردم معیار این است که با رعایت تقوا باشد؛ یعنى بدون گرایش به هواى نَفْس؛ اگر انتقاد میکنیم، اگر طرف‌‌دارى و جانب‌‌دارى میکنیم، اگر یک حرکت را، یک سیاست را تأیید میکنیم یا اگر رد میکنیم، واقعاً از روى احساس وظیفه و تکلیف و بدون دخالت دادن اغراض نفسانى [باشد].
بیانات در دیدار دانشجویان، ۱ مرداد ۹۳

عباس نعمتی بازدید : 933 سه شنبه زمان : :قبل از ظهر نظرات ()

به گزارش پایگاه khamenei.ir روز گذشته (یازدهم فروردین) در جریان تشرف رهبر انقلاب اسلامی به حرم مطهر رضوی، جانباز سرافراز آقای حاج رجب محمدزاده و خانواده‌شان  با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دیدار کردند و مورد تفقد رهبر معظم انقلاب قرار گرفتند.



آقای محمدزاده جانباز ۷۰درصد، نانوایی بسیجی که در دوران دفاع مقدس و در سال ۱۳۶۶ در منطقه هور عراق، بر اثر اصابت خمپاره از ناحیه سر و صورت به درجه جانبازی نائل شد. وی سال گذشته در مصاحبه با خبرگزاری‌ها گفته بود که آرزویش دیدار با رهبر انقلاب است.





همچنین به گزارش فارس حاج رجب می گوید از اینکه مردم با دیدن صورتم حالشان بد شده و می‌ترسند، آزرده خاطر هستم و خودم را هیچ وقت نمی‌بخشم اما این اتفاق ممکن بود برای هرکس بیفتد، مشیت الهی سبب شد تا سال 1366 در ماووت عراق هنگامی که در حال شکستن یخ بودم، خمپاره‌ای به صورتم اصابت کند و دنیا در پیش چشمانم تیره و تار شود، از آن روز تاکنون هم تنفس راحتی ندارم اما باز هم راضی به رضای خدا هستم و امیدوارم پروردگار رحمان و رحیم مرا ببخشد.
وی از بزرگ‌ترین آرزوهای زندگیش می‌گوید و اینکه دلش برای دیدار با رهبر انقلاب پر می‌زند و چشم به راه فرصتی است تا این خبر خوش به او داده شود اما هنوز امکان این دیدار برای او فراهم نشده و دوست دارد پیش از فرا رسیدن مرگش با ایشان ملاقات کند.


همچنین توصیه می شود این لینک ها را ببینید:


دلم برای دیدار با رهبر انقلاب پر می‌زند / 28 سال است به سختی نفس می‌کشم


 فیلم/ بزرگ‌ترین آرزوی آقا رجب؛ دیدار با رهبر انقلاب


واکنش مخاطبان به مستند آقا رجب محمدزاده/ از پیشنهاد نام‌گذاری میدان تا ساخت سردیس اسطوره جنگ


 فیلم/ مردم ایران‌زمین! آقا رجب جذام ندارد


فیلم/ نگاه‌های سنگین مردم به یک جانباز تمام می‌شود


امثال «بابا رجب‌»ها روزی چند بار شهید می‌شوند


فیلم/ بازتاب انتشار مستند فارس/ نگاه متفاوت مردم به حاج رجب


فیلم/ ماهی صیدشده از آب اسیدی!/ صورت آقارجب‌ها با آتش خمپاره سوخت تا چهره ایران زیبا بماند


نسخه کم‌حجم مستند «پسر را ببین، پدر را تصور کن»


 فیلم/ مردم ایران‌زمین! آقا رجب جذام ندارد


عباس نعمتی بازدید : 1230 پنجشنبه زمان : :قبل از ظهر نظرات ()
همۀ ملت باید به پای صندوقهای رأی بروند و آزادند هرچه می‌خواهند بنویسند و به صندوق بریزند. اگر چنانچه رأیشان «نه» باشد، آزادند هرچه می‌خواهند بنویسند و نحوۀ حکومتی را که انتخاب می‌کنند در رأی خود بنویسند؛ ولی من توصیه می‌کنم برای اطاعت امر خدا کوشش کنند و به جمهوری اسلامی رأی بدهند. خداوند همۀ شما را سعادتمند کند و ملت ما را به استقلال، آزادی و رفاه برساند.

سخنان امام در ۱۰ فروردین ۵۸



من از عموم ملت ایران تشکر می‌کنم که در این رفراندم شرکت کردند و رأی قاطع خودشان را که باید گفت صددرصد پیروزی بوده است و رأی داده شده است، به طور قاطع رأی خودشان را دادند و به جمهوری اسلامی همه رضایت دادند و رأی دادند؛ چنانچه قبلاً هم داده بودند این رأی را. ما احتیاجی نمی‌دیدیم در این مسئله به رفراندم لکن چون برای قطع بعض حرفها و بعض بهانه‌ها بنابراین شد که رفراندم بشود. و بهانه‌گیرها فهمیدند به اینکه مسئله آنطور که خیال می‌کردند نیست و ملت با اسلام است، ملت با روحانیت اسلام است، ملت می‌خواهد که قرآن کریم در ایران عمل بشود؛ و بحمداللّه‌ با شوق و شعف و شور و عشق، همه اقشار ملت از سرتاسر ایران رأی خودشان را دادند به جمهوری اسلام و نه چیزهای دیگر. جمهوری اسلام است که می‌تواند همۀ مقاصد ایرانی را انجام دهد؛ جمهوری اسلام است که احکام مترقی او بر تمام احکامی که در سایر قشرها و سایر مکتبهاست تقدم دارد.

سخنان امام در ۱۲ فروردین ۵۸ بعد از اعلام نتیجه رفراندوم



و ما امیدواریم که خداوند تعالی به ما توفیق بدهد، که تا حالا که رساندیم مطلب را به اینجا و جمهوری اسلامی را اعلام کردیم؛ و الآن من اعلام می‌کنم جمهوری اسلامی را و این روز را روز عید می‌دانم. و امیدوارم که در هر سال روز «۱۲ فروردین» روز عید ملت ما باشد؛ که رسیدند به قدرت ملی و خودشان سرنوشت خودشان را به دست خواهند گرفت. ما به همۀ ملت تبریک عرض می‌کنیم و من این روز را بر ملت عزیز خودمان، به همۀ اقشارشان، تبریک عرض می‌کنم. مبارک باد بر شما این عید! مبارک باد بر شما این جمهوری اسلامی! لکن همه مکلفیم که احکام اسلام را مراعات کنیم. باید بازار ما بازار اسلامی باشد؛ بازار ما از بی‌انصافی باید شستشو بشود. باید دولت ما و همۀ دولتهایی که بعدها می‌آیند همه روی موازین اسلامی باشد، وزارتخانه‌ها روی موازین اسلامی باشند، ادارات دولتی روی موازین اسلامی باشند. باید مملکتی که رنگِ طاغوت دارد مبدل بشود به مملکتی که رنگِ اللّه‌ دارد. باید مملکت طاغوتی به مملکت الهی تبدیل بشود.

سخنان امام در ۱۲ فروردین ۵۸ بعد از اعلام نتیجه رفراندوم



مبارک باد بر شما روزی که در آن تمام اقشار ملت به حقوق خود می‌رسند، فرقی بین زن و مرد و اقلیت‌های مذهبی و دیگران در اجرای عدالت نیست. طاغوت دفن شد و طغیان و سرکشی به دنبال او دفن می‌شود، و کشور از چنگال دشمنهای داخلی و خارجی و چپاولگران و غارت پیشگان نجات یافت. اینک شما ملت شجاع، پاسداران جمهوری اسلامی هستید. اینک شما هستید که باید این ارث الهی را با قدرت و قاطعیت حفظ کنید و نگذارید بقایای رژیم متعفن[۴]که در کمین نشسته‌اند و طرفداران دزدان بین‌المللی و نفتخواران مفتخوار در بین صفوف فشردۀ شما رخنه کنند. اینک شمایید که باید مقدرات خود را به دست بگیرید و مجال به فرصت طلبان ندهید، و با قدرت الهی که مظهر آن جماعت است، قدمهای بعدی را بردارید، و با فرستادن طبقۀ فاضله و امنای خود در مجلس مؤسسان، قانون اساسی جمهوری اسلامی را به تصویب برسانید، و همان طور که با عشق و علاقه به جمهوری اسلامی رأی دادید، به امنای امت رأی دهید تا مجالی برای بداندیشان نماند.

نامه امام خمینی برای اعلام نتیجه رفراندوم و تشکر از مردم

عباس نعمتی بازدید : 1095 چهارشنبه زمان : :قبل از ظهر نظرات ()

سایت فرهنگ نیوز در اقدامی کمپینی با نام «هرجا هستی نمازت را بخوان» را در شبکه های اجتماعی و مخصوصا اینستاگرام کرده است.

چون متاسفانه دیده می شود در سیزدهم فروردین نماز ها سر وقت خوانده نمی شود.


برای پیوستن به این کمپین علاوه بر انتشار تصاویر نماز خواندن در طبیعت با تگ های زیر از پوستر زیر استفاده کنید.


#نماز

#نماز_در_طبیعت
#نماز_سیزدهم
#هر_جا_هستی_نمازت_را_بخوان

عباس نعمتی بازدید : 1490 چهارشنبه زمان : :قبل از ظهر نظرات ()
 
پیامک های ۱۳ بدر و روز طبیعت
 
امیدوارم با جمع کردن هفت سین نوروزی

قرآنش نگهدارتان، آینه اش روشنایی زندگیتان

سکه اش برکت عمرتان،سبزیش طراوت و شادابی دلتان

ماهی اش شوق ادامه زندگیتان را به شما هدیه دهد

سیزده بدر مبارک

 
عباس نعمتی بازدید : 1399 چهارشنبه زمان : :قبل از ظهر نظرات ()
ایرانیِ زیرکِ مسلمان، نوروز باستانی را با عقیده‌ی خود و به شکل دلخواه خود، تغییر داد؛ قالب نوروز و صورت نوروز را نگه داشت، محتوای آن را عوض کرد. نوروز باستانی، نوروز پادشاهان بود؛ فرصتی برای سلاطین و حکّام مستبد بود؛ برای اینکه شکوه خود و عظمت ظاهری خود را به رخ ملّتها بکشانند و بنشینند از آنها هدیه بپذیرند. حتّی در زمان بنی‌امیّه و بنی‌عبّاس که نوروز به دربارهای خلافت اموی و عبّاسی وارد شد، همان رفتار و سیره‌ی پادشاهان و کسرایان فارسی باستان در دربار آنها عمل میشد. امّا ایرانیِ مسلمان، این نظم را، این قالب را به‌نفع خود تغییر داد؛ اگرچه این تغییر به‌صورت دفعی انجام نگرفته است امّا شما امروز بعد از گذشتن قرنها، مشاهده میکنید که نوروز بهانه‌ای و وسیله‌ای است برای ارتباط قلبی میان مردم و میان مبدأ عظمت و عزّت، یعنی ذات مقدّس باری‌تعالی. در نوروز ایرانی، حقیقت نوروز یک حقیقت مردمی است؛ مردم به‌مناسبت نوروز با یکدگر با صفا و محبّت رفتار میکنند؛ به یکدیگر تبریک میگویند و هدیه میدهند. رسم و سنّت باستانی و پادشاهی، امروز بعد از گذشت سالها و قرنها، در نوروز وجود ندارد. در ایّام نوروز و تحویل سال نو، شلوغ‌ترین و پرازدحام‌ترین مراکز در کشور پهناور ما عبارت است از بارگاه‌های مقدّس ائمّه و امام‌زادگان (سلام الله علیهم). دیشب ــ در نیمه‌‌ی شب ــ در این آستان مقدّس، صدها هزار مؤمن با دلهای پاکیزه، متوجّه مرکز عظمت و قدرت شدند، با خدای خود سخن گفتند، از گرداننده‌ی حالها گردش نیکوی حالت خود را طلب کردند و مراسم دینی به جا آوردند؛ بنابراین این نوروزی که امروز ما داریم، نوروز باستانی نیست، نوروز ایرانی است؛ نوروز ملّت مسلمانی است که از قالب این مراسم کهن، توانسته است برای خود سرمایه‌ای فراهم کند و به سمت هدفهای خود پیش برود. امیدواریم خداوند متعال به ملّت عزیز ایران کمک کند تا این ابتکارات زیرکانه‌ی اسلامی را در همه‌ی مسائل و ‌در همه‌ی موارد به کار ببندد. لذا امسال که ایّام نوروز با شهادت بانوی بزرگ جهان اسلام، حضرت فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) مصادف است، یقیناً مراسم نوروز نباید هیچ‌گونه منافاتی با تکریم و احترام به نام آن بزرگوار و یاد آن بزرگوار داشته باشد؛ و یقیناً منافاتی پیدا نخواهد کرد.

مقام معظم رهبری، اول فروردین ۹۴ در اجتماع بزرگ زائران رضوی

عباس نعمتی بازدید : 1042 یکشنبه زمان : :قبل از ظهر نظرات ()


به گزارش پایگاه khamenei.ir مراسم عزاداری شب چهارم فاطمیه در بیت رهبری با مداحی حاج منصور ارضی برگزار شد. حاج منصور ارضی در این مراسم به ذکر مصیبت و مرثیه، و شعرخوانی درباره شهادت حضرت زهرا سلام‌‌الله‌علیها پرداخت.
شعر زیبایی که حاج منصور ارضی در این مراسم خواند را در ادامه می بینید:

توحید را دردانه مظهر می‌شود زهرا
یکپارچه الله اکبر می‌شود زهرا
اُم ابیهای پیمبر می‌شود زهرا
ساقی اگر مولاست کوثر می‌شود زهرا
شیعه چو فرزند است و مادر می‌شود زهرا

 
اهل کرم ذاتا کریم‌اند و گدا محتاج
جایی ندارد غیر باغ هل أتی محتاج
زهرا کریمه ما تماماً بی‌نوا، محتاج
به چادرش هستند حتی انبیاء محتاج
تا وارد صحرای محشر می‌شود زهرا
 
محو کمال خویش کرده مرتضی را هم
وقتی دعایش سر زده همسایه‌ها را هم
یعنی دعایش آبرو داده دعا را هم
جمله به جمله هل أتی، حتی کساء را هم
هر طور بنویسیم محور می‌شود زهرا
 
او مادر آب است و باران را به عالم داد
به سائلان شهر نه، نان را به عالم داد
تنها نه قرص نان که ایمان را به عالم داد
در خانه کوچک بزرگان را به عالم داد
معصومه معصوم‌پرور می‌شود زهرا
 
ما اهل پایینیم بالا را نمی‌فهمیم
ما «نزّل القرآن فیها» را نمی‌فهمیم
گل را نمی فهمیم حورا را نمی‌فهمیم
سیلی زدن بر روی زهرا را نمی‌فهمیم
با یک نسیمی نیز پرپر می‌شود زهرا
 
دیوارهای خانه‌اش دیوار اسلام است
دنبال جاری کردن افکار اسلام است
کار شریف خانه‌اش هم کار اسلام است
تنها پی بیداری انصار اسلام است
دیدی اگر از خانه‌اش در می‌شود زهرا
 
دین در خطر باشد سپر می‌آورد زهرا
مثل علی رو به خطر می‌آورد زهرا
سینه برای میخ در می‌آورد زهرا
این فتنه را از ریشه در می‌آورد زهرا
این بار دیگر مرد خیبر می‌شود زهرا
 
کشتی طوفان‌دیده را با خطبه ساحل شد
با خطبه او بود که اسلام کامل شد
با خطبه روز غدیر خم مکمل شد
خطبه به شکل دیگری در کوفه نازل شد
زینب میان کوفه دیگر می‌شود زهرا
 
راه خدا با شمس، با نور جلی باز است
این راه تنها با ولایت،‌ با ولی باز است
دست علی بسته‌ست دست من ولی باز است
تا دست من باز است پس دست علی باز است
حالا در این اوضاع حیدر می‌شود زهرا
 
این قفل بسته با خلافت وا نخواهد شد
امروز تکلیف است، با فردا نخواهد شد
خسته شدید از دین ولی زهرا نخواهد شد
مولا که تنها نیست و تنها نخواهد شد
بی‌لشکرش کردید، لشکر می‌شود زهرا
 
مردم همان راه شلمچه باز راه ماست
داعش گرفتار سلیمان سپاه ماست
تنها به امر و نهی این رهبر نگاه ماست
سید علی فاطمی پشت و پناه ماست
پشت و پناه گرم رهبر می‌شود زهرا
 
دین را فقط از راه زهرا می‌شود فهمید
از استقامت‌های مولا می‌شود فهمید
در فاطمیه کربلا را می‌شود فهمید
از نامه آقا به دنیا می‌شود فهمید
یک روز این دنیا سراسر می‌شود زهرا
 
این رشته تسبیح دانه دانه شد حالا
شمع آب شد پس نوبت پروانه شد حالا
زانوی من افتاد وقت شانه شد حالا
با رفتن تو خانه‌ام ویرانه شد حالا
این خانه دارد قبر حیدر می‌شود زهرا!
 
از چشم‌هایم می‌نشینم خار می‌گیرم
من انتقامت را ز این مسمار می‌گیرم
حالا منم که دست بر دیوار می‌گیرم
تا زنده‌ام از چشم‌هایم کار می‌گیرم
حالم فقط با گریه بهتر می‌شود، زهرا!
 
گل‌ها به جایی‌شان بگیرد خار می‌میرند
مادر نباشد کودکان انگار می‌میرند
یک بار جان دادی ولی صد بار می‌میرند
با دیدن حتی در و دیوار می‌میرند
زینب بدون تو چه لاغر می‌شود زهرا!
 
آه آن زمانی که گرفتاری فراوان است
آثار جهل بی‌بصیرت‌ها نمایان است
قرآن ناطق در حصار نیزه‌داران است
سهم تن باران رحمت تیرباران است
تاج سر اسلام نشتر می‌شود زهرا!
 
مثل حسینت هیچ کس گریان نخواهد شد
مهریه‌ات آب است، پس عطشان نخواهد شد
با این لباس بافته عریان نخواهد شد
هرچند می‌گویم که این و آن نخواهد شد
اما خبر دارم مقدر می‌شود زهرا!
 
آمد به خیمه ذوالجناح اما سوارش نیست
سر به زمین می‌کوبد و دیگر قرارش نیست
این کیست که یار همه‌ست و هیچ یارش نیست
این کیست که افتاده مادر در کنارش نیست
خواهر برایش مثل مادر می‌شود زهرا!



دانلود


نماهنگی کوتاه از چهارمین شب عزاداری و چند بیت شعر را از اینجا می توانید دانلود کنید:


کیفیت خوب و فرمت Mp4 و با حجم 184.4 MB


کیفیت متوسط و فرمت Mpeg و با حجم17.2 MB


کیفیت پايين و فرمت Flv و با حجم 13.2 MB


مناسب برای تلفن همراه و فرمت 3gp و با حجم 5.8 MB

عباس نعمتی بازدید : 3224 جمعه زمان : :قبل از ظهر نظرات ()


دوران پس از رحلت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) دورانی سخت برای خانواد ی ایشان بود. خلافتی که از ابتدای بعثت بارها و بارها مورد تأکید آن جناب قرار گرفته بود از صاحب اصلی اش غصب گردید و به دیگری سپرده شد.


حضرت علی (علیه السلام) مورد تحقیر صحابه واقع شد، درب منزلش را به آتش کشیده و بانوی خانه اش را به شهادت رسانیدند. اتفاقاتی که تاریخ خود گواه روشنی بر آن هاست.

در این میان فدک، باغی که رسول الله (صلی الله علیه و وآله) برای تنها دختر خویش به یادگار گذاشته بود، از وی گرفته شد و دردی دیگر را در سینۀ آن بانو وارد ساخت.

سکوت در برابر ظالم برای فرزند رسول بیش از این جائز نبود. در نتیجه چادر به سر کرده به همراه گروهی از زنان به سوی مسجد النبی(صلی الله علیه و آله)، جایی که غاصبان جمع شده بودند، روان شد و خطبه ای خواند که طنین آن هنوز در تاریخ شنیده می شود.

خطبه ای در اوج فصاحت و بلاغت که می توان با مطالعه ای دقیق؛ فشار سنگین و شرایط سختی را که حضرت در آن قرار داشت حس نمود.

استنادات قرآنی آن بانو در اثبات مدعای خویش، زیبایی های کلامشان را چند برابر ساخته و تأثیرگذاری اش را فزون تر می سازد. امری که در این مجال مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

بخش اول کلام: شکر خداوند یکتا

"خدا را بر آنچه ارزانی داشت سپاسگزار و بر اندیشۀ نیکو که در دل نهاد شاکر ... ".
شکر و سپاس خداوندی اولین سخنی است که آن بانو با وجود تمامی سختی ها بر زبان می آورد. گواهی بر یگانگی خداوند و بیان برخی از نشانه های عظمت الهی در زمین کلماتی است که ایشان به زیباترین شکل ممکن در آغازین بخش کلام به کار برده است تا قدرت و شوکت عرش خداوندی را به یاد مخاطبان بیاورد. خداوندی که پیامبر را فرستاد تا آنان را نجات دهد و به سوی بهشت برین رهنمون سازد.

بخش دوم کلام: نبوت نبی اکرم (صلی الله علیه و آله)

"گواهی می دهم که پدرم، محمد، بنده و فرستادۀ اوست. پیش از آنکه او را بیافریند برگزیدش ... ".
پیامبر (صلی الله علیه و آله) در شرایطی مبعوث شد که هر کس بر کیش خویش بود. انحرافات جوامع را فراگرفته و ظلمت بر جهان مستولی شده بود.

خداوند با نور محمد (صلی الله علیه و آله) جهان را روشنی بخشید و قلب ها را رام ساخت و ندای حق را در جهان پخش نمود. باشد که مردمان بشنوند و پذیرا باشند.
 
بخش سوم کلام: وظایف مسلمین پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله)

"شما بندگان خدا نگهبانان حلال و حرام، حاملان دین و احکام، امانتداران خدا بر خویش و پیام آوران او به سوی امت ها هستید ... ".
مسلمانان با خدا و پیامبر پیمانی بسته اند. عهدی محکم و جاودان. آنان وظیفه دارند تا با چنگ زدن به قرآن مبین، راه را از چاه شناخته و طریق سعادت را در پیش گیرند.

کتابی که دلائلش روشن و لطایفش آشکار است و با قلبی سلیم می توان بهره ها از آن برد. ایشان در این بخش از کلام خویش به جایگاه والای ایمان اشاره کرده و حکمت قرار دادن برخی از احکام را بیان می سازد. سپس در بیان مذمت شرک به آیات 102 آل عمران  و 28 فاطر  اشاره می نماید.

بخش چهارم کلام: بیان جایگاه خود و همسرشان

"ای مردم! بدانید من فاطمه ام، و بابم محمد (صلی الله علیه و آله) است. آنچه در آغاز سخن بدان تفوّه کنم در انجام هم از آن سخن خواهم راند ... ".
چه زود فراموش کرده اند جایگاه خانم را. چه زود از یاد برده اند عنایاتی را که پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر دخت خویش ارزانی می داشت و چه بد کردند در حق او و خانواده اش که مجبور شد بدیهیات را تذکر دهد.

ایشان پس از استناد به آیۀ 128 توبه  به اهل مدینه یادآوری می کند که آن پیامبری که برای شما فرستاده شد پدر من است و برادر پسر عموی من؛ نه برادر مردان شما.

سپس در این راستا به بیان خواری و ذلت عربِ پیش از پیامبر (صلی الله علیه و آله) پرداخته و با بهره گیری از آیۀ 103 آل عمران نقش پیامبر (صلی الله علیه و آله) در پرورش آنان را یادآور می شود. پیامبری که از همان ابتدای بعثت قدم در میدان مبارزه گذاشت و همان گونه که در آیۀ 46 مائده  آمده است تمام فتنه ها را خاموش ساخت و در طول این مراحل تنها امام علی(علیه السلام) همراه ایشان بوده و هیچ زمان قدم به عقب نگذاشت.

بخش پنجم: اشاره به غصب خلافت

"در حالی که هنوز دو روزی از مرگ پیامبرتان نگذشته بود ... بهانۀ شما این بود که در سر، به پا نخاستن فتنه را می پرورانید". در حالی که در لشکریان شیطان درآمده و دچار فنته ای آشکار گشته اید: "أَلا فِی الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحیطَةٌ بِالْكافِرین‏".

برای مبارزه با فتنه ها کتاب قرآن بهترین راهگشاست. در حالی که از آن دور گشتید و چون ستمگران عمل نمودید: "بِئْسَ لِلظَّالِمینَ بَدَلاً"
"وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ".  در این میان خاندان رسول (صلی الله علیه و آله) جز سکوت و شکیبایی چاره ای دیگر نداشتند و چرا که یاران رسول (صلی الله علیه و آله) همچون آیۀ 50 سورۀ مائده  رسم جاهلیت را در پیش گرفته و حکم خدا را به فراموشی سپردید.

بخش ششم: اثبات ارث بردن خود از پدر

"شما ای مسلمانان! آیا رواست که میراث پدرم به زور از من ستانده شود؟ ای پسر ابو قحافه! خدا گفته که تو از پدر ارث بری و میراث زِ من ببُری؟! ... ".

مگر فدک میراثی نبود که پیامبر (صلی الله علیه و آله) به عنوان پدر برای دختر خویش که من هستم باقی گذاشت؟! چرا و با چه دلیلی از شرع آن را از من ستاندید؟!

حضرت برای اثبات ادعای خویش در درستی ارث بردن از پیامبر (صلی الله علیه و آله) به دسته ای از آیات قرآن استناد می نمایند.

ابتدا با آوردن بخشی از آیات سورۀ مریم ، توجه مخاطبین را جلب کرده و سپس به آیات نمل/6 ، مریم/5 و 6 ، انفال/75 ، نساء/11  و بقره/180استناد می نمایند و می گوید: "آیا خداوند آیه ای در خصوص شما فرو فرستاده که پدرم از آنان خارج است؟! یا بر این نظرید که پیروان دو کیش ارث بَر یکدیگر نِیَند و من و پدرم هر یک به آیینی جدا سر نهاده ایم؟! ... ". سپس به آیات 67 سورۀ انعام  و 39 سورۀ هود  اشاره کرده و عذاب خدا را یادآور می شود.

بخش هفتم: مخاطب قرار دادن انصار

"ای جوانان! و ای بازوان توانمند ملت! و ای یاران اسلام! این سهل انگاری شما در ستاندنِ دادِ من از چیست؟ ... ".

مرگ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فاجعه ای پس گران برای این امت است که هر روز نیز بیش از پیش سختی اش نمایان خواهد شد. بلیه ای که قرآن از پیش بیانش کرده بود و به حکم آیۀ 144 سورۀ آل عمران حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) را بشری چون دیگران دانست.

ایشان با بیاناتی دلخراش سکوت مسلمین در برابر اتفاقات پیش آمده را مذمت نموده و با بیان آیۀ 13 سورۀ توبه آنان را به دادخواهی فرا می خواند. اما خود با اشاره به آیۀ 8 سورۀ ابراهیم، بی نتیجه بودن کلام خویش را اذعان می دارد. چرا که آنان به تن آسانی عادت کرده و ایمان خویش را فراموش ساخته اند.
حال که چنین است خلافت ارزانی خودتان باشد اما بدانید که آتش خشم الهی جانکاه است: "الَّتی‏ تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَة"  و "وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُون‏"  و در نهایت حقیقت روشن خواهد شد: "اعْمَلُوا عَلى‏ مَكانَتِكُمْ إِنَّا عامِلُونَ*وَ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ" .
در این زمان ابوبکر شروع به سخن گفتن می کند تا قدری از هیجان وارد شده بر جمع بکاهد و به گمان خویش دلیل تراشی نماید. لکن حضرت به نیکویی جوابش را داده و بی پایه بودن سخنش را نشان می دهد و با استناد دوباره به آیات 6 سورۀ مریم و 16 سورۀ نمل حق خویش در ارث بردن از پدر را ثابت کرده و صبر جمیل برای خویش درخواست می کنند: "بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمیلٌ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ عَلى‏ ما تَصِفُون" .‏
ایشان با استفاده از آیۀ 24 سورۀ محمد ، قرآن را بهترین داور میان خود و ابوبکر دانسته و با بهره گیری از آیات 47/زمر  و 78/غافر  به آشکار گشتن حقایق در روز واپشین اشاره می نمایند. و در نهایت با نگریستن به روضۀ نبوی (صلی الله علیه و آله) دردلی آشکار با پدر کرده و نزد همسر خویش بازمی گردند.

زینب مجلسی راد             
کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث
بخش قرآن تبیان
عباس نعمتی بازدید : 841 جمعه زمان : :قبل از ظهر نظرات ()
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 917
  • کل نظرات : 407
  • افراد آنلاین : 7
  • تعداد اعضا : 125
  • آی پی امروز : 120
  • آی پی دیروز : 666
  • بازدید امروز : 636
  • باردید دیروز : 2,169
  • گوگل امروز : 76
  • گوگل دیروز : 609
  • بازدید هفته : 636
  • بازدید ماه : 39,264
  • بازدید سال : 39,264
  • بازدید کلی : 5,548,468