close
تبلیغات در اینترنت
مطالب اصلی - 2
loading...

مجله ی اینترنتی صلوات

مطالب جالب و خواندنی و آموزنده و تصویر نوشته ها

سالروز رحلت آیت الله بهجت گرامی باد. این چند نوشته به مناسبت این روز تهیه شده است که در ادامه می آید.





امام مظلوم

عباس نعمتی بازدید : 723 چهارشنبه 23 ارديبهشت 1394 : 9:24قبل از ظهر نظرات ()


دشمنی بنی امیه دیرینه بود و به صدر اسلام و به كینه های بدری و خیبری و حنینی باز می گشت، اما بنی عباس هم كه به ظاهر رابطه خویشاوندی با بنی هاشم داشتند و  در واقع شعبه ای از بنی هاشم محسوب می شدند در دشمنی ورزیدن با ائمه علیهم السلام اگر از بنی امیه جلوتر نبودند، كه بودند، لكن چیزی در این دشمنی كم نداشتند، چرا كه بنی امیه سه امام از ائمه علیهم السلام را به شهادت رساندند اما بنی عباس هفت معصوم را به شهادت رساندند !!

بنی امیه هیچ یك از معصومان را به حصر و زندان نبردند اما زندانی بودن امام موسی بن جعفر و حصر امام هادی و امام عسكری علیهم السلام در نزد تمام مسلمانان زبان زد می باشد.

اگر بنی امیه امام حسین علیه السلام را در كربلا به طرز فجیعی به شهادت رساندند بنی عباس نیز حسین شهید فخ را در سرزمین فخ كه سرزمینی بین مكه و مدینه بود به شهادت رساندند تا جایی كه از امام جواد علیه السلام نقل شده است كه فرموده اند: پس از فاجعه كربلا هیچ فاجعه ای برای ما بزرگتر از فاجعه فخ نبوده است (1)

 

حاكم دلها

یكی از دوران سخت بنی عباس، دوران حضرت امام كاظم علیه السلام بوده است كه معاصر هارون الرشید خلیفه خبیث عباسی بوده است، خلیفه ای كه دنبال نان و نام بود. هارون با آن همه قدرت و توسعه منطقه حكومت كه داشت احساس می كرد هنوز دلهای مردم با حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام است و از این امر بسیار ناراحت بود. روزی آن حضرت را در كنار كعبه دید و به او گفت: آیا تو همان كسی هستی كه پنهانی از مردم برای خلافت خود بیعت می گیری ؟!

امام در جواب فرمود:

من بر دل ها حكومت می كنم و تو بر تن ها و بدن ها !!

 

سلام بر تو ای پدر

هارون كه دنبال نام بود و سعی داشت كه خود را از خویشاوندان پیامبر صلی الله علیه و آله معرفی كند، روزی كه وارد شهر مدینه شده بود و به ظاهر برای زیارت پیامبر صلی الله علیه و آله وارد حرم رسول خدا شده بود انبوهی از جمعیت قبائل قریش و غیرهم اطراف او را فرا گرفته بودند. هارون در این حال رو به قبر پیامبر صلی الله علیه و آله نمود و گفت:

سلام بر تو ای پیامبر خدا ! درود بر تو ای پسر عمو !

او می خواست در بین آن جمع عموزادگی خود را به رخ آنان بكشد در حالیكه بسیار نزدیك تر از او به پیامبر صلی الله علیه و آله در آن جمع حضور داشت!

حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام كه از هدف هارون آگاه بود به نزدیك قبر نبی مكرم اسلام صلی الله علیه و آله رفت و با صدای بلند به گونه ای كه هارون و دیگران بشنوند فرمود:

سلام بر تو ای پیامبر ! سلام بر تو ای پدر!

هارون  دستپاچه شد و رنگش برافروخته و گفت : واقعا این افتخار است! (2)


بیزار از ظالم اما کنار او

یكی از وقایع زندگی امام موسی بن جعفر علیهماالسلام كه حاكی از مبارزه پنهانی آن حضرت با طاغوت زمانش بود كه دانستن آن بسیار لازم و جالب می باشد داستان صفوان جمال است كه شخصی شتردار بوده كه از راه كرایه دادن شتر امرار معاش می نموده است. وی از شیعیان موسی بن جعفر علیهماالسلام بوده است. روزی به خدمت آن حضرت می رسد. امام در همان ابتداء به او می فرمایند:

ای صفوان ! همه چیز تو و همه كارهای تو زیبا و نیكو است جز یك كار.

صفوان با تعجب و نگرانی می پرسد: فدایتان شوم كدام كار؟!

حضرت می فرمایند:

این كه شترهایت را به این مرد (یعنی هارون الرشید) كرایه داده ای !!

صفوان می گوید:

من برای كار خلافی مثل شكار تفریحی و گناه و غیر آن به او كرایه ندادم بلكه فقط برای این كه به سفر حج برود كرایه داده ام، تازه قرار بر این شد كه خودم نیز همراه آنان نباشم [ چون به طور معمول كسی كه حیواناتش را كرایه می داد خود نیز به همراه مسافران به سفر می رفت] بلكه غلامانم را با او خواهم فرستاد!

حضرت فرمود:

آیا دوست نداری تا هارون زنده بماند و از سفر حج برگردد تا بتواند كرایه شترهایت را بدهد ؟!

او گفت: چرا دوست دارم.

آن حضرت فرمود:

همین اندازه كه دوست داری یك ظالمی زنده بماند تو از آنان خواهی بود و هر كس كه از ظالمان باشد در آتش جهنم قرار خواهد گرفت !!

صفوان كه تحت تأثیر فرمایش حضرت واقع شد به سرعت رفت و تمامی شترهایش را فروخت ! خبر این كار وی به گوش هارون رسید و هارون او را فرا خواند و به او گفت: شنیده ام كه شترهایت را فروخته ای!!

او گفت: درست است.

هارون گفت: برای چه؟

صفوان گفت: چون دیگر پیر شده ام و غلامانم نیز به خاطر پیری و عدم رسیدگی من از زیر كارها در می روند!

هارون گفت: هرگز این چنین نیست. هیهات! هیهات! من می دانم كه چه كسی این كار را به تو یاد داده است، موسی بن جعفر به تو در این مورد اشاره نموده است !

صفوان می گوید: به او گفتم :مرا با موسی بن جعفر چه كار ؟!

هارون به او گفت: بس كن، اگر حسن صحبت دیرینه نبود تو را می كشتم !! (3)

 

در همه حال امام عالَم

لحظه لحظه زندگی اهل بیت علیهم السلام برای بشریت تا قیامت دارای درس و عبرت می باشد، چه در زندان باشند و چه در حصر و چه در رأس حكومت و چه در حال قیام و چه در حال قعود. در هر حال فعل آنها حجت و نشستن و برخاستن آنها الگو می باشد. تمام بشریت باید درس مبارزه با ظلم را از امام موسی بن جعفر علیهماالسلام بیاموزند كه اگر عده و عُده برای قیام نداشتند لااقل از مبارزه منفی زیركانه علیه طاغوت و ظلم دست نكشیدند!

پی نوشت:

1) بحارالانوار ج 48 ص 165.

2) همان ج 25 ص 243.

3) وسائل الشیعه ج 12 ص132 .


حمید حاج علی                

مدّرس حوزه علمیه             

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان





بس که می تازند اسرائیلیان
پر شده این دشت از قابیلیان
باز هم پیدا شده مکر یهود
در حرم جولانگه آل سعود
مفتی نفتی! حرم جای تو نیست
کعبه جای لات و عزای تو نیست
خانه ات را ساختی بین قنوت
خانه ای مانند بیت عنکبوت
قبله در چنگ یهودی ها شده
کعبه مثل مسجد الاقصی شده
پوست ها بر روی نی قرآن شدند
شیخ ها پشت حرم پنهان شدند
پرچم نیرنگ بالا می کنند
فکرشان کعبه مطلا می کنند
کعبه با نام علی همراه شد
با خلیل الله بیت الله شد
باز هم بوزینه روی منبر است
جاهلیت رو به روی حیدر است
باز قرآن روی نی آورده اند
حکم گندم های ری آورده اند
باز گرگان کیسه ای زر دیده اند
جانماز از مجتبی دزدیده اند
شیخ نفتی را گرفته بی هشی
در کنار کعبه و کودک کشی
باز در خون قامت هابیل شد
در حرم تکرار اسرائیل شد
مثل دشت کربلا شد در یمن
غزه و لبنان به پا شد در یمن
چهره ای دیگر ز انسان ساختی
دولت تکفیر قرآن ساختی
گنبد زینب نشان کربلاست
هرکجای عرش سامرا بپاست
وای اگر آید هدف ها کربلا
شیعه و سنی، نجف تا کربلا
روزها، هر روز عاشورا ی ماست
روضه دیوار و در ماوای ماست
از ازل اینجا حسینی بوده است
پیرو خط خمینی بوده است
خاک ما از رستم دستان پر است
باکری و کاوه و دوران پر است
خاک ما جای خراسان رضاست
کشور مولاست ایران رضاست
وارث پیر جمارانی ببین
لشکر سبز سلیمانی ببین
گوش بر امر علمداریم ما
وارث شمشیر مختاریم ما
رویتان یک روز پر خون می شود
ذوالفقار از جاش بیرون می شود

عباس نعمتی

توهین دوباره به پیامبر اعظم در آمریکا + کاریکاتور

عباس نعمتی بازدید : 912 جمعه 18 ارديبهشت 1394 : 1:14بعد از ظهر نظرات ()

به گزارش خبرگزاری فارس انجمن دفاع از آزادی آمریکا در نیویورک میزبانی مسابقه‌ای با موضوع کاریکاتورهای موهن به پیامبر اسلام (ص) را برعهده گرفته است که این مسابقه جایزه‌ای معادل 10 هزار دلار برای بهترین کاریکاتور موهن به پیامبر اسلام را تعیین کرده است.


تصویر نوشته: اساس کار مسئله تولید است

عباس نعمتی بازدید : 658 دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 : 3:6بعد از ظهر نظرات ()

رهبر انقلاب: مشکلاتی که وجود دارد اوّلاً با گفتن و حرف زدن حل نمیشود؛ اقدام و ابتکار و عمل لازم است. ثانیاً [حلّ‌] مشکلات مجموعه‌ی اقتصادی کشور را در درون کشور باید پیدا کرد؛ ستون فقرات هم عبارت است از تولید؛ ستون فقرات اقتصاد مقاومتی که ما عرض کردیم، عبارت است از تقویت تولید داخلی؛ اگر این کار تحقّق پیدا کرد و همّتها متوجّه به این مسئله شد، مسائل کار بتدریج حل میشود، کار ارزش پیدا میکند، کارگر ارزش پیدا میکند، اشتغال عمومی میشود، بیکاری که یک معضلی است در جامعه بتدریج کم میشود و از بین میرود. اساس کار، مسئله‌ی تولید است.

بیانات رهبر انقلاب در ۹ اردیبهشت ۹۴


امشب به یاد غربت رویت سحر شود

عباس نعمتی بازدید : 668 دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 : 12:26قبل از ظهر نظرات ()

امشب به یاد غربت رویت سحر شود
"ترسم که اشک در غم ما پرده در شود"
خورشید رفته است از اینجا، گمان کنم
امشب خسوف کامل قرص قمر شود
آری زمین دوباره پر از اشک می شود
آتش که در میانه ی دیوار و در شود
در چاه ها دعای شهادت گرفته بود
یک ضربه بین سجده ی او کارگر شود
با زهر، روزه ای که به افطار می رسد
تشتی پر از نشانه ی خون جگر شود
دیگر ردیف و قافیه بی نظم می شود
بالای نی ترانه ی هفتاد سر شود
...
هر لحضه سنگ می رسد اینجا خدا کند
دستی برای روی یتیمان سپر شود...

عباس نعمتی

التماس دعا

انسان در قرآن، زشت یا زیبا؟

عباس نعمتی بازدید : 676 پنجشنبه 10 ارديبهشت 1394 : 11:44قبل از ظهر نظرات ()
شهید مطهریچگونه است ؟ آيا انسان از نظر قرآن يك موجود زشت و
زيباست ، آن هم‏ زشت زشت و زيبای زيبا ؟

آيا انسان يك موجود دو سرشتی است : نيمی از سرشتش نور است و نيمی‏ ظلمت ؟ چگونه است كه قرآن ، هم او را منتها درجه مدح می‏كند و هم منتها درجه مذمت ؟ !
حقيقت اين است كه اين مدح و ذم ، از آن نيست كه انسان يك موجود دو سرشتی است : نيمی از سرشتش ستودنی است و نيم ديگر نكوهيدنی ، نظر قرآن‏ به اين است كه انسان همه‏ء كمالات را بالقوه دارد و بايد آنها را به‏
فعليت برساند ، و اين خود اوست كه بايد سازنده و معمار خويشتن باشد . شرط اصلی وصول انسان به كمالاتی ك ه بالقوه دارد " ايمان " است . از ايمان ، تقوا و عمل صالح و كوشش در راه خدا بر می‏خيزد ، به وسيله‏ء ايمان‏
است كه علم از صورت يك ابزار ناروا در دست نفس اماره خارج می‏شود و به صورت يك ابزار مفيد در می‏آيد .
پس انسان حقيقی كه خليفة الله است ، مسجود ملائكه است ، همه چيز برای‏ اوست و بالاخرش دارنده‏ء همه‏ء كمالات انسانی است ، انسان بعلاوه‏ء ايمان‏ است ، نه انسان منهای ايمان . انسان منهای ايمان ، كاستی گرفته و ناقص‏ است . چنين انسانی حريص است ، خونريز است ، بخيل و ممسك است ، كافر
است ، از حيوان پست‏تر است .
در قرآن آياتی آمده است كه روشن می‏كند انسان ممدوح چه انسانی است و انسان مذموم چه انسانی است . از اين آيات استنباط می‏شود كه انسان فاقد ايمان وجدا از خدا انسان واقعی نيست . انسان اگر به يگانه حقيقتی كه با ايمان به او وياد او آرام می‏گيرد بپيوندد ، دارنده‏ء همه‏ء كمالات است و اگر از آن حقيقت - يعنی خدا - جدا بماند ، درختی را ماند كه از ريشه‏ء خويشتن جدا شده است . ما به عنوان نمونه دو آيه را ذكر می‏كنيم : « و العصر 0 إن الانسان لفی خسر 0 إلا الذين آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر »( 1 ) .
سوگند به عصر ، همانا انسان در زيان است ، مگر آنان كه ايمان آورده و شايسته عمل كرده و يكديگر را به حق و صبر و مقاومت توصيه كرده‏اند . ولقد ذرأنا لجهنم كثيرا من الجن و الانس ، لهم قلوب لا يفقهون بها و لهم‏
أعين لا يبصرون بها و لهم آذان لا يسمعون بها أولئك كالانعام بل هم أضل ( 2 )

" همانا بسياری از جنيان و آدميان را برای جهنم آفريده‏ايم ( پايان‏ كارشان جهنم است ) ، زيرا دلها دارند و با آنها فهم نمی‏كنند ، چشمها دارند و با آنها نمی‏بينند ، گوشها دارند و با آنها نمی‏شنوند . اينها مانند چهار پايان بلكه راه گم كرده‏ترند " .


. 1 سوره‏ء عصر .
. 2 اعراف / . 179


منبع: انسان در قرآن، شهید مطهری

مردمی که عدالت را تاب نیاوردند

عباس نعمتی بازدید : 618 پنجشنبه 10 ارديبهشت 1394 : 11:20قبل از ظهر نظرات ()


بر اساس گزارشات تاریخی،‌ عثمان در حادثه ای فتنه انگیز به قتل رسید و پس از وی، مردم عراق با امام علی علیه السلام بیعت کردند ولی معاویه و به تبع او مردم شام، از همان ابتدا با اعلام عدم مشروعیت حکومت حضرت، از بیعت با ایشان سر باز زدند. حکومت معاویه استمرار یافت و به مدت 40 سال بر مردم شامات حکمرانی کرد، در مواجهه با امام علی علیه السلام در جنگ صفین شکست نخورد و امام حسن علیه السلام را وادار به قبول صلح کرد. ولی مردمی که تحت زعامت حضرت علی علیه السلام بودند، بیشتر از 5 سال، نتوانستند ایشان را تحمل کنند. اما چرا؟ چرا عدالت بر ذائقه ها آنقدر تلخ می آید که تاب تحمل آن را جز برای برهه ای کوتاه ندارند؟ چرا معاویه در استمرار بخشیدن به حکومت خود از امیرالمومنین علیه السلام تواناتر بود؟ نگاهی دقیق به متن جامعه ای که امیرالمومنین علیه السلام و معاویه در آن زندگی می کردند پرده از بسیاری از حقایق برخواهد داشت و پاسخ انبوهی از سوالات را روشن خواهد نمود.

 

مسأله تغییر شخص یا تغییر سبک زندگی

پس از قتل عثمان و اقبال و روی آوردن مردم به امیرالمومنین علیه السلام برای تصدی امر خلافت، حضرت با آنها اتمام حجت می کنند که: دیگر مساله، تنها آمدن یک شخص جدید به عنوان زعیم و حاکم اسلامی نیست، چنین نیست که بگویید علی هم یکی است مثل سایر حکام قبل، می آید و پس از مدتی می رود و دیگری جانشین او می شود و زندگی روزمره ما هم، همچنان که تاکنون گذشته است، سپری می شود. نه خیر، اگر مرا به عنوان رهبر و حاکم خود انتخاب کنید، دیگر نباید توقع داشته باشید گذران زندگی شما به همان منوالی باشد که تا کنون بوده است، دیگر نباید انتظار داشته باشید که حکومت به همان صورتی با شما رفتار کند که تاکنون می کرده است. مساله، تنها مساله تغییر یک شخص نیست، مساله تغییر شیوه و مدل حکومتی است، شیوه ای که 25 سال از آن جدا افتادید و به سبک زندگی دیگری خو کردید.


تیزبینی منحصر به فرد نسبت به جامعه خویش

به همین دلیل است که حضرت در ابتدا و قبل از هر چیز دیگری به کسانی که برای بیعت، نزد ایشان آمده بودند می فرماید:(١)

«دعونی و التمسوا غیری : مرا وا گذارید و به سراغ شخص دیگری بروید، فإنّا مستقبلون أمرا له وجوه و ألوان: زیرا در صورت بیعت با من، قرار است به استقبال چیزی برویم که چهره های مختلف و جهات متعددی دارد، وقایعی که قرار است برای من و شما اتفاق بیافتد، مسائل ساده و به اصطلاح یک مجهولی نیست، مسائلی است پیچیده و سخت و فتنه انگیز که لا تقوم له القلوب، و لا تثبت علیه العقول: دل ها در آن استوار نمی ماند و عقل ها ثبات ندارند، دچار شک و تردید می شوید و دل هایتان متزلزل می گردد. چرا؟ به این دلیل که هم اکنون در شرایطی به سر می برید که و إنّ الآفاق قد أغامت و المحجّة قد تنكّرت: چهره افق حقیقت را ابرهای تیره فساد گرفته است و راه مستقیم حق، ناشناس مانده است، به این دلیل که 25 سال است که سیره رسول الله صلی الله علیه و آله را فراموش کرده اید و حق و باطل را با هم آمیخته اید و به بدعت ها تن داده اید و تنها به حفظ پوستینی از اسلام بسنده کرده اید.
و اعلموا أنّی إن أجبتكم ركبت بكم ما أعلم: بدانید اگر من دعوت شما را اجابت کنم و خلافت را به دست بگیرم طبق تشخیص خود با شما رفتار خواهم کرد، و لم أصغ إلى قول القائل و عتب العاتب: و به سخن و قیل و قال این و آن گوش فرا نمی دهم و به سرزنش احدی اعتنا نخواهم کرد و إن تركتمونی فأنا كأحدكم ولی هم چنان راه برای شما باز است، می توانید مرا رها کنید و سراغ شخص دیگری بروید که در این صورت من هم همانند شما مطیع فرمان او خواهم شد، و لعلّی أسمعكم و أطوعكم لمن ولّیتموه أمركم: و شاید هم شنواتر و مطیع تر از شما! بنابراین اگر قرار است هم چنان راحت طلب و مسئولیت گریز باشید، اگر قرار است همانند گذشته تمام همّ و غم ّتان دنیا باشد و تا زمانی دم از دین بزنید که به سختی نیافتاده اید و به بلایی گرفتار نشده اید و أنا لكم وزیرا، خیر لكم منّی أمیرا: در این صورت، من وزیر و مشاورتان باشم بهتر از آن است كه امیر و رهبرتان گردم. اگر من امیر شما بشوم، شما را به زحمت می اندازم، مسئولیت های بزرگ بر دوش شما قرار می دهم، شما را مجبور می کنم سلاح به دست بگیرید و به جنگ هایی بروید که هیچ توجیه مادی برای شما ندارد بلکه فقط برای زدودن انحراف ها و اعوجاج هاست.»


اما مساله در خور توجه درباره بیانات ابتدایی امیرالمومنین علیه السلام در میان مردمی که برای بیعت با ایشان گرد هم آمده بودند، رمزگشایی از تحلیلی است که حضرت از فضای حاکم بر آن زمان جامعه اسلامی ارائه دادند. برای رسیدن به این مقصود، ضروری است که حوادث و اتفاقات دوران کوتاه حکومت حضرت مورد تامل و بازنگری دقیق قرار گیرد تا ذهنیت و فضای حاکم بر مردم جامعه اسلامی مورد مخاطب امیرالمومنین علیه السلام روشن تر شود.

 

آزمونی سخت در صحنه غبارآلود فتنه

در این میان، یکی از حوادثی که بالعیان نشان داد مردم حقیقتا تاب تحمل همراهی با امام خود را ندارند جنگ صفین بود. بررسی تفاوت های جامعه تحت زعامت امام علی علیه السلام و جامعه تحت حکومت معاویه از حقایق مهمی پرده بر می دارد و افق جدیدی در تحلیل و درک وقایع و اتفاقات آن زمان به روی ما می گشاید. در این مجال کوتاه، سه تفاوت عمده و اساسی بین این دو جامعه را مورد مطالعه قرار خواهیم داد:

 

توطئه ناپیدای نفاق

بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، مسلمانان جنگ‌های مختلفی با رومیان و ایرانیان داشتند که به پیروزی‌های بزرگی نیز دست یافتند. در غرب سرزمین‌های اسلامی، فتوحات بزرگی؛ مانند فتح شامات و بیت المقدس نصیب مسلمانان گشت. یزید بن ابی‌سفیان نیز یکی از فرماندهانی بود که برای جنگ‌های شامات به آن منطقه گسیل شده بود. وی از طرف حکومت مرکزی، فرماندار آن مناطق شد تا این‌که در سال هجدهم هجری بر اثر طاعون مرگش فرا رسید. خلیفه دوم، برادر یزید بن ابی‌سفیان یعنی معاویه را به جانشینی برادرش برگزید و این‌گونه بود که معاویه زمام امور شامات را در دستان خود گرفت. (٢)

با این اوصاف، اسلامی که از ابتدا وارد شامات شد اسلام اموی بود و در طول 40 سال حکومت معاویه، آنچه مردم دیدند و شنیدند و آموختند، اسلامی بود که توسط معاویه به آنها عرضه می شد. مردم شامات هیچ گاه با سنت ناب نبوی آشنا نشدند. نه امام علی علیه السلام را دیدند و نه حتی وصفی از این شخصیت عظیم و منحصر به فرد جهان اسلام شنیدند. شخصی به نام علی علیه السلام در میان آنان پایگاهی مردمی نداشت و اصول و شعارهای او در بین آنها جایگاهی نداشت.


این در حالی بود که معاویه با شعار خونخواهی از قاتلین عثمان (٣)، به مراتب جایگاهی مردمی تر و پذیرفته شده تر در میان مردم جامعه ای داشت که علی علیه السلام  بر آنها حکومت می کرد. خلیفه سوم برای خود در بین مسلمانان جامعه ی حکومت مرکزی جایگاهی داشت و افراد زیادی او را به عنوان زعیم اسلامی پذیرفته بودند و معاویه با در دست گرفتن پیراهن خلیفه مقتول و اعلام شعار خونخواهی، طبیعتا در بین بخش قابل توجهی از مردم جامعه حکومت مرکزی، برای خود اعتبار و ارزش کسب می کرد.
در کتاب «الکامل فی التاریخ» ابن اثیر در شرح وقایع آغازین جنگ صفین چنین آمده است:

پس از پایان واقعه جمل، امام علی -علیه السلام- پیکی را نزد عبدالله بجلی و همچنین اشعث بن قیس که از طرف عثمان به ترتیب حاکم همدان و آذربایجان بودند، فرستاد تا از مردم تحت فرمان خود برای حضرت علی -علیه السلام- بیعت بگیرند. سپس نامه ای به معاویه نوشت به این مضمون که مهاجرین و انصار بر بیعت با من متفق شده اند و طلحه و زبیر بیعت را نقض کردند که با آنها جنگیدم. اکنون تو را دعوت می کنم که با مهاجرین و انصار همکاری کنی و به اطاعت از من گردن نهی. نامه امام علی -علیه السلام- به معاویه رسید و او با عمرو مشورت کرد و عمرو چنین راى داد كه معاویه اهل شام را دعوت كند و خون عثمان را به گردن امام على -علیه السلام- بگذارد و آنها را به خونخواهى عثمان از  حضرت على -علیه السلام- وادار و تشجیع كند و آنها را به جنگ سوق دهد. معاویه هم، چنین كرد و توسط نعمان بن بشیر پیراهن خون آلود عثمان را به شام آورد و آن را با انگشت هاى قطع شده "نائله" همسر عثمان بر منبر برافراشت. سپاهیان با دیدن این صحنه سخت متاثر شدند و گریستند و سوگند یاد کردند که قاتلین عثمان را بكشند و از آنها انتقام بگیرند.(4)
ادامه دارد....

 

پی نوشت:

1) نهج البلاغة، خطبه 91.
2) ترجمه تاریخ ‏الطبری، ج‏5،ص 140.

3) شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، ج‏4، ص: 14
4) ترجمه الکامل، ج10،ص40.

سید عبدالله سیدحسینی       
کارشناس حوزه              
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

باران برود ز آسمان ها هرگز (شعر)

عباس نعمتی بازدید : 1662 سه شنبه 01 ارديبهشت 1394 : 10:47بعد از ظهر نظرات ()

چند روز پیش خبری در شبکه های اجتماعی منتشر شد که مرتد ملعون دوباره به مقدسات توهین کرده است، این چند رباعی در پاسخ خود آن ملعون نیست بلکه در پاسخ روشن فکر نماهایی است که از آن ملعون حمایت می کنند.

گمراه تر از چهار پایان و مگس
خولی و یزید و شمر و ابن اشعث
توهین ابوجهل به هادی کم نیست
مرتدی خود را که عیان کردی بس

***

آخر همه شعله ها حرامت گردد
شمشیر و گلوله ها حرامت گردد
حیف است تفنگی که به سویت برود
اما سر لوله ها حرامت گردد

***

باران برود ز آسمان ها هرگز
خاموشی نور با دهان ها هرگز
انوار منیر نام پر نور نقی
از یاد رود بین زمان ها هرگز

***

سردسته بنده های ابلیس شدی
هر عامل خنده های ابلیس شدی
مامور مطیع امر شیطان هستی
چون مثل پرنده های ابلیس شدی

***

یک روز پر از مژده دیدار شود
در هر طرفی سایه آن یار شود
نابود کند قصر پلیدی ها را

شمشیر علمدار پدیدار شود


عباس نعمتی

حلول ماه رجب مبارک باد.



يَا مَنْ أَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ [مِنْ‏] كُلِّ شَرٍّ يَا مَنْ يُعْطِي الْكَثِيرَ بِالْقَلِيلِ يَا مَنْ يُعْطِي مَنْ سَأَلَهُ يَا مَنْ يُعْطِي مَنْ لَمْ يَسْأَلْهُ وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّنا مِنْهُ وَ رَحْمَةً أَعْطِنِي بِمَسْأَلَتِي إِيَّاكَ جَمِيعَ خَيْرِ الدُّنْيَا وَ جَمِيعَ خَيْرِ الْآخِرَةِ وَ اصْرِفْ عَنِّي بِمَسْأَلَتِي إِيَّاكَ جَمِيعَ شَرِّ الدُّنْيَا وَ [جَمِيعَ‏] شَرِّ الْآخِرَةِ فَإِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ مَا أَعْطَيْتَ وَ زِدْنِي مِنْ فَضْلِكَ يَا كَرِيمُ

اى آن‏كه هر خيرى را از او اميد دارم،و از خشمش در هر شرّى ايمنى جويم،اى آن‏كه در برابر عبادت اندك مزد بسيار عطا مى‏كند،اى آن‏كه به هركه از او بخواهد مى‏بخشد،اى آن‏كه به هركه از او نخواهد و او را نشناسد نيز مى‏بخشد، عطايش از روى مهربانى و رحمت است،با درخواستم از تو همه خير دنيا و خير آخرت را به من عنايت كن،و با درخواستم‏ از تو همه شره دنيا و شره آخرت را بازگردان،زيرا آنچه را تو عطا كردى كاستى ندارد،و از احسانت بر من بيفزاى اى كريم.
ترجمه استاد انصاریان




حضرت محمد صلى الله عليه و آله : رجب را، «ماه ريزان خدا» ناميده اند ؛ چون در اين ماه رحمت بر امّت من بشدّت فرو مى بارد . و به آن ماه اصمّ نيز گفته مى شود ؛ زيرا در اين ماه، كه از ماههاى حرام است، از جنگ با مشركان نهى شده است.
 بحار الأنوار : 97/39/24

دارم ز درت امید زیبایی ها

شرمنده درگاه تو بالایی ها...

هر لحضه ز خشم خود امانم دادی

خواندی تو مرا لحضه تنهایی ها


***


با این که مرا گناه کارم دیدی

از روی کرم به روی من خندیدی

با طاعت کم مهر قبولم دادی

در پاسخ کم زیاد هم بخشیدی


***


بر درگهت آمدم پناهم دادی

در محفل عاشقی تو راهم دادی

با این که تو را هنوز نشناخته ام

هر لحضه ولی اذن نگاهم دادی


***


هرچند که شرمنده درگاه تو ام

من مردم ام و زنده درگاه تو ام

از خوبی خود ولی عطا کن ما را

در وسع خودم بنده درگاه تو ام


***


خالی نرود دست من از این درگاه

یوسف که رسید از ته چاه به ماه...

دائم ز تو ام جود و کرم می آید

لا حول و لا قوه الا بالله


***


حاشیه:

شب های دعا و ماه راز است

هر لحضه پر از وقت نماز است

پیچیده تمام آسمان بوی خدایی

«المنه لله که در میکده باز است»


عباس نعمتی



متن ترانه تیتراژ شب های روشن (برنامه بعد از افطار شبکه دو در سال ۹۳)


چقدر خوبه که با تمام وجود، به درگاه تو بندگی می کنم

یه راهی دوباره نشونم بده، بفهمم دارم زندگی می کنم

یه روز بعد عمری به هر در زدن، به جایی رسیدم که جایه منه

توی آسمونی که پر می زنم، درست قدر روزا شباش روشنه

به عشق تو من از روی شونه هام، چه بار بزرگی رو برداشتم

ببین واسه تو که پناه منی، چه جایی تو قلبم نگه داشتم


***


نه از روی ترسه نه از روی شک، تو رو با تمام دلم خواستم

یه جوری کنار دلم گرمه که، می خوام روی پای خودم واستم

می خوام روی پای خودم واستم

***


دعوتی به باران مهربانی به عشق به دانه دانه های تسبیح


به جا نماز مادر به فاطمه به علی به با شکوه ترین میهمانی دنیا



دانلود


لباس روحانیت

عباس نعمتی بازدید : 664 پنجشنبه 27 فروردين 1394 : 11:50بعد از ظهر نظرات ()


حجت الاسلام محمدرضا زائری فعال فرهنگی در صفحه اینستاگرام خود عکس هایی را از دیدار خود با افراد برجسته مثل شاعران، نویسندگان، روحانیان، استادان دانشگاه ها، بزرگان مذاهب دیگر و... منتشر می کند.

حجت الاسلام زائری در بعضی از این عکس که بیشتر در خارج از کشور گرفته شده است ملبس به لباس روحانیت نیست و افرادی به او انتقاد می کنند که چرا لباس روحانیت نمی پوشد.

البته این فعال فرهنگی در صفحه اینستاگرام در پاسخ به منتقدان خود اینگونه نوشت:



بدون تعارف و خيلي رك بگويم كه نه فقط افتخار و عزت كه عشق و دلبستگي و هويت من لباس روحانيت است و عزت دنيا و آخرتم نوكري امام زمان و روضه خواني سيدالشهداست. اما جمله يكي از دوستان در حاشيه پست قبلي خيلي مرا به فكر فرو برد. ايشان پرسيده بودند : "آيا از پوشيدن لباس پيغمبر خجالت مي كشي ؟" وقتي فكر كردم ديدم كه بله ، من از پوشيدن اين لباس خجالت مي كشم ! اگر اين لباس مقدس اردبيلي و سيدبن طاووس است من بايد شبانه روز پنجاه و يك ركعت نماز بخوانم در حالي كه از عهده همين نماز واجب خودم هم به زور برمي آيم ، اگر اين لباس شيخ طوسي و شيخ مفيد است من بايد فقيه تام و مجتهد مطلق باشم در حالي كه كفايتين را هم جنان كه مي خواسته ام نخواندم و درس هاي خارج فقه و اصول را هم يكي در ميان رفته ام ، اگر اين لباس شيخ انصاري و سيدبحرالعلوم است من بايد در زندگي ام با فقرا و محرومين مواسات كنم و شب سر سير بر بالش نگذارم در حالي كه تمام فكر و ذكرم اين است كه اجاره خانه خودم را بدهم و خرج زندگي خودم را دربياورم ، اگر اين لباس شهيد اول و شهيد ثاني است من بايد قبل از چهل سالگي به خون خود مي غلتيدم در حالي كه الآن دارم براي هفتاد هشتادسالگي ام خيال مي بافم ! اگر اين لباس امام خميني و حضرت آيت الله خامنه اي است من بايد در نفوس و انفاس ميليونها نفر تصرف و تأثير داشته باشم در حالى كه الآن زورم به خودم هم نمي رسد ، آري برادر ، اگر راستش را بخواهي هر چه فكر مي كنم مي بينم من از پوشيدن اين لباس خجالت مي كشم ...

شرح عكس : سخنراني جشن فارغ التحصيلان دانشگاه سن ژوزف كه كليپ ويديويي اش در سايت زائري دات كام هست. توضيح اينكه در كل دوران تحصيل و حضورم در اين دانشگاه مسيحي فقط همين يك بار با لباس روحانيت رفتم كه قرا بود به عنوان نماينده دانشجويان در آن جلسه مهم و بزرگ سخنراني كنم و به لطف خدا چنان اتفاق آبرومندي شد كه برگزار كنندگان مراسم آن را اتفاقي تاريخي و متفاوت در سابقه جشنهاي سالانه دانشگاه دانستند.

قبله در چنگ یهودی ها شده (شعر)

عباس نعمتی بازدید : 736 سه شنبه 25 فروردين 1394 : 12:5قبل از ظهر نظرات ()


مفتی نفتی ! حرم جای تونیست

کعبه جای لات و عزای تو نیست

خانه ای را ساختی بین قنوت

خانه ای مانند بیت عنکبوت

قبله در چنگ یهودی ها شده

کعبه مثل مسجد الاقصی شده

باز هم بوزینه روی منبر است

جاهلیت رو به روی حیدراست

باز قرآن روی نی آورده اند

حکم گندم های ری آورده اند

باز گرگان کیسه ی زر دیده اند

جانماز از مجتبی دزدیده اند

شیخ نفتی را گرفته بی هشی

در کنار کعبه و کودک کشی

چهره ای دیگر ز انسان ساختی

دولت تکفیر قرآن ساختی

گنبد زینب نشان کربلاست

هرکجای عرش سامرا بپاست

وای اگر آید هدف ها کربلا

شیعه و سنی، نجف تا کربلا

روزها، هر روز عاشورا ی ماست

روضه دیوار و در ماوای ماست

خاک ما از رستم دستان پر است

باکری و کاوه و دوران پر است

وارث پیر جمارانی ببین

لشکر سبز سلیمانی ببین

گوش بر امر علمداریم ما

وارث شمشیر مختاریم ما

رویتان یک روز پر خون می شود

ذوالفقار از جاش بیرون می شود

عباس نعمتی


تعداد صفحات : 17

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 917
  • کل نظرات : 407
  • افراد آنلاین : 7
  • تعداد اعضا : 120
  • آی پی امروز : 108
  • آی پی دیروز : 331
  • بازدید امروز : 325
  • باردید دیروز : 1,651
  • گوگل امروز : 13
  • گوگل دیروز : 142
  • بازدید هفته : 325
  • بازدید ماه : 52,484
  • بازدید سال : 501,014
  • بازدید کلی : 4,328,615