loading...

مجله ی اینترنتی صلوات

  طلبه ای برای من نقل می کرد: روزی در کنار بقیع بودیم و صحبت از امام حسن (ع) بود. یک وهابی هم آنجا ایستاده بود و نگاه می کرد. ناگهان تسبیح ( یا خودکار) خود را روی زمین انداخت و رو به بقیع کرد و  هی می گفت: یا حسن، یا حسن تسبیح من را بده...... و بعد به ما گفت: شما چرا هی حرف از حسن (ع) می زنید می بینید که او حتی نمی تواند تسبیح مرا هم به من بدهد..... فقط باید بگویید یا الله... اگر بگویید یا حسن شرک است.... و از همین حرف ها.... جمع احتمالا در شک و تردید فرو رفته بودند و حرف او…

قرائتی
 
طلبه ای برای من نقل می کرد:
روزی در کنار بقیع بودیم و صحبت از امام حسن (ع) بود.
یک وهابی هم آنجا ایستاده بود و نگاه می کرد. ناگهان تسبیح ( یا خودکار) خود را روی زمین انداخت و رو به بقیع کرد و  هی می گفت:
یا حسن، یا حسن تسبیح من را بده......
و بعد به ما گفت: شما چرا هی حرف از حسن (ع) می زنید می بینید که او حتی نمی تواند تسبیح مرا هم به من بدهد..... فقط باید بگویید یا الله... اگر بگویید یا حسن شرک است.... و از همین حرف ها....
جمع احتمالا در شک و تردید فرو رفته بودند و حرف او را راست می دانستند.
راه حلی به ذهنم آمد.....
تسبیحم را انداختم زمین و گفتم:
یا الله تسبیح مرا به من به......!
خاطره ای از استاد قرائتی با اندکی تغییر
درباره داستان کوتاه ,
عباس نعمتی بازدید : 988 یکشنبه 08 دي 1392 زمان : 12:34قبل از ظهر نظرات ()
مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 917
  • کل نظرات : 407
  • افراد آنلاین : 9
  • تعداد اعضا : 125
  • آی پی امروز : 55
  • آی پی دیروز : 496
  • بازدید امروز : 124
  • باردید دیروز : 1,338
  • گوگل امروز : 25
  • گوگل دیروز : 394
  • بازدید هفته : 5,322
  • بازدید ماه : 3,233
  • بازدید سال : 682,742
  • بازدید کلی : 5,401,118