close
تبلیغات در اینترنت
پیامک های تسلیت ایام فاطمیه ۱
سایت تار اس ام اس | tarsms.ir

پیامک های تسلیت ایام فاطمیه ۱


شهادت حضرت زهرا (س) و ایام فاطمیه تسلیت باد.
 
برای مشاهده پیامک های ایام فاطمیه 2 اینجا را کلیک کنید.
پیامک های ایام فاطمیه
.......................صلوات......................
هرچه باشد من نمک پرورده ام / دل به عشق فاطمه خوش کرده ام
 
حج من بی فاطمه بی حاصل است / فاطمه حلال صدها مشکل است
 
.......................صلوات......................
 
دیگر آن خنده‌ی زیبا به لب مولا نیست
همه هستند ولی هیچ کسی زهرا نیست
قطره‌ی اشک علی تا به ته چاه رسید
چاه فهمید کسی همچو علی تنها نیست
 
.......................صلوات......................
 
الا ای چاه یارم را گرفتند
گلم ، باغم ، بهارم را گرفتند
میان کوچه ها با ضرب سیلی
همه دار و ندارم را گرفتند
 
.......................صلوات......................
 
ای ماه تمام ، از همه بهتر من
ای مهر مدام ، سایه ی بر سر من
من سیدم و مادر سادات تویی
آه ای همه افتخار من ، مادر من
 
.......................صلوات......................
 
دل از غم فاطمه توان دارد، نه
و ز تربتِ او کسی نشان دارد، نه
آن تربتِ گمگشته به بَر، زوّاری
جز مهدی صاحب الزمان دارد، نه
 
.......................صلوات......................
ای تاج سر عالم و آدم زهرا / از کودکی ام دل به تو دادم زهرا
 
آن روز که من هستم و تاریکی قبر / جان حسنت برس به دادم زهرا
 
.......................صلوات......................
بی تو با شمع علی تا به سحر می سوزد
 
شمع می میرد و او بار دگر می سوزد
 
یک نفر مثل درختان سپیدار بلند
 
در خیالش همه شب بین دو در می سوزد
 
.......................صلوات......................
در ظلمت شب شهاب را می شستند
 
آیینه افتاب را می شستند
 
در چشمه خون چکان چشمان علی
 
پیمانه نور ناب را می شستند
 
.......................صلوات......................
 
چه حالی داده دل را دست مادر / که می شستی زدنیا دست مادر
 
از آن سیلی مگر چشمت نمی دید / که می جستی مرا با دست مادر
 
.......................صلوات......................
 
دوای مردمان خسته، هیزم
کلیدِ خانه‌های بسته، هیزم
چگونه، تسلیت دادند او را
به جای دسته گل با دسته هیزم؟
 
.......................صلوات......................
 
زنی شهید می شود،زنی به نام فاطمه
مدینه زهر می شود برای کام فاطمه
دری شکسته می شود،دو دست بسته می شود
یلی سکوت می کند، به احترام فاطمه
 
.......................صلوات......................
الا طلیعه ی کوثر سفر بس است بیا / غروب غربت مادر سفر بس است بیا
 
بیا که چشم به راهت نشسته خاک بقیع / به جان فاطمه دیگر سفر بس است بیا
 
.......................صلوات......................
 
گیرم که خانه خانه ی وحی خدا نبود
آتش به بیت ام ابیها روا نبود
آن بانویی که حرمت قرآنی اش سزاست
در کوچه اش تهاجم اعدا سزا نبود
 
.......................صلوات......................
عادت به روضه کرده دلم روضه خوان کجاست
 
صاحب عزای فاطمه، آن بی نشان کجاست
 
قربان اشک روز و شب چشم خسته ات
 
مولا فدای مادر پهلو شکســــته ات
 
.......................صلوات......................
تو را از جان و دل باشم خریدار / بیا ای یوسف زهرا(س) به بازار
 
بیا و انتقام مادر خویش / بگیر از دشمن بد اختر خویش
 
از آنهایی که حقش غصب کردند / عدو را جای حیدر نصب کردند
 
.......................صلوات......................
یا فاطمه (س) جان
 
یاریمان کن در انتظار روزی که فرزندت بیاید
 
و انتقام صورت نیلی ات را بگیرد، ثابت قدم بمانیم.
 
.......................صلوات......................
پیغمبری که عمری غمخوار امتش بود / روی کبود زهرا (س) اجر نبوتش بود؟
 
.......................صلوات......................
هر سینه که دوستدار زهراست / آشفته و بی قرار زهراست
 
گنجینه ی هفت آسمان ها / در سینه ی خون نگار زهراست
 
از شرح کرامتش همین بس / عالم همه وامدار زهراست
 
.......................صلوات......................
چرا شب غم ما را سحر نمی آید / چرا ز یوسف زهرا خبر نمی آید
 
عزیز فاطمه! یکدم بیا به محفل ما / مگر به مجلس مادر، پسر نمی آید
 
.......................صلوات......................
هر سینه که دوستدار زهراست / آشفته و بی قرار زهراست
 
گنجینه ی هفت آسمان ها / در سینه ی خون نگار زهراست
 
.......................صلوات......................
 
در حریم فاطمیّه مرغ دل پر می زند / ناله از مظلومی زهرای اطهر می زند
 
.......................صلوات......................
سوز دل سیاهم دیگر اثر ندارد / بس که گناه کردم اشکم ثمر ندارد
 
ای کاش قبل مردن یار از سفر بیاید / او عزم انتقام زهرا مگر ندارد
 
.......................صلوات......................
 
بی بی جان...
هزاران کلید هم بیاورند،
قفل دلتنگی های دلم را باز نمی کنند
شاه کلید دلم ، فقط نگاه توست....
 
.......................صلوات......................
 
ای روح دو صد مسیح محتاج دَمَت / زهرایی و خورشید غبار قدمت
کی گفته که تو حرم نداری بانو؟ / ای وسعت دلهای شکسته ، حَرَمت
 
.......................صلوات......................
آنان که بر این خانه هجوم آوردند
در خاک نهال کینه را پروردند
در کعبه علی شکسته بتها شان را
اکنون به در خانه تلافی کردند
 
.......................صلوات......................
یتیمان جز دو چشم تر ندارند
به غیر از خاک غم بر سر ندارند
چو مادر مرده ها باید فغان کرد
که طفلان علی مادر ندارند
 
.......................صلوات......................
عشق حرفی از کلام فاطمه(ع) است
جمله خوبیها غلام فاطمه (ع) است
تا بدانی رمز ایجاد بهشت
چشمه کوثر به نام فاطمه(ع) است
 
.......................صلوات......................
ز سوز دل کنم گریه برایت
که دیگر نشنوم زهرا صدایت
در و دیوار خانه با نگاهم
بیادم آورد آن ناله هایت
 
.......................صلوات......................
 
کدامین شب از آن شب تیره تر بود
که زهرا حایل دیوار و در بود
شبی کاندر هجوم تیغ بیداد
سرت را سینه زهرا سپر بود
 
.......................صلوات......................
ای دل مددی که بی امان گریه کنیم
چون ابر بهار و آسمان گریه کنیم
امروز که روز رفتن فاطمه است
با مهدی صاحب الزمان گریه کنیم
 
.......................صلوات......................
مه خورشید طلعت کیست؟ زهرا
چراغ شعله خلعت کیست ؟ زهرا
نمایان شد ز خط آتش و دود
که جرم فاطمه حب علی بود
 
.......................صلوات......................
جان فدای گریه های بی صدای فاطمه
سر نهم بر خاک پاک پر بهای فاطمه
دختر پاک رسول و قوت قلب علی
جان فدای آن شهید کربلای فاطمه
 
.......................صلوات......................
ای معطر شده با سیب خدا یا زهرا
اربعین نبوی بانوی ما یا زهرا
کی شود یار سفر کرده ی تو برگردد
تا بیاییم مدینه به نوا یا زهرا
 
.......................صلوات......................
یا امیر المؤمنین روحی فداک
آسمان را دفن کردی زیر خاک ؟
آه را در دل نهان کردی چرا ؟
ماه را در گل نهان کردی چرا ؟
یا علی جان تربت زهرا کجاست ؟
یادگار غربت زهرا کجاست ؟
 
.......................صلوات......................
طنین ناله در افلاک افتاد
تمام آسمان بر خاک افتاد
پر و بال تو زهرا را شکستند
تو را با ریسمان فتنه بستند
 
.......................صلوات......................
آه زهرا تا ابد جاری بود / دست مولا تشنه یاری بود
 
چون علی شد بی کس و بی‌ هم‌ نفس / گفت یا زینب به فریادم برس
 
.......................صلوات......................
چو می اُفتد به چشمم گاهواره
 
نفس می گردد از غم پُر شماره
 
الهی کاش محسن در برم بود
 
نمی شد قلبم از کین پاره پاره
 
.......................صلوات......................
رفتی تو و زینبت ز غم می سوزد
 
آتش ز نوایش به دلم افروزد
 
این خانه عزاخانه شود بار دگر
 
هر گاه نگاه خود به در می دوزد
 
.......................صلوات......................
غرقاب غمم دگر مرا ساحل نیست / جز اشک فراق دیگرم حاصل نیست
 
ای مرگ بیا!که زندگی کردن من / بی فاطمه جز خوردن خون دل نیست
 
.......................صلوات......................
در جهان تا زنده ام گویم ثنای فاطمه / دست حاجت می برم سوی خدای فاطمه
 
گر برای درد بی درمان مداوا طالبی / رایگان درمان کند دارالشفای فاطمه
 
.......................صلوات......................
ز سوز دل کنم گریه برایت / که دیگر نشنوم زهرا صدایت
 
در و دیوار خانه با نگاهم / بیادم آورد آن ناله هایت
 
.......................صلوات......................
چنان داغت دلم غمناک کرده / که دست من تو را در خاک کرده
 
بجایت زینب مظلومه تو / غبار غم ز رویم پاک کرده
 
.......................صلوات......................
 
الهی داد از این دل داد  از این دل
 
کنار قبر زهرا کرده منزل
 
بگو زهرا زجا خیزد ببیند
 
که اشک دیده کرده خا او گل
 
.......................صلوات......................
هر سینه که دوستدار زهراست / آشفته و بی قرار زهراست
 
گنجینه ی هفت آسمان ها / در سینه ی خون نگار زهراست
 
از شرح کرامتش همین بس / عالم همه وامدار زهراست
 
.......................صلوات......................
تا که نامت بر زبان آمد ، زبان آتش گرفت / سوختم چندان که مغز استخوان آتش گرفت
 
حیدر آمدخاک همچون باد ، گرم گریه شد / خواست تا غسلت دهد ، آب روان آتش گرفت
 
.......................صلوات......................
نگاه سرد مردم بود و آتش / صدا بین صدا گم بود و آتش
 
بجای تسلیت با دسته ی گل / هجوم قوم هیزم بود و آتش
 
.......................صلوات......................
ما زنده به لطف و رحمت زهرائیم / مامور برای خدمت زهرائیم
 
روزی که تمام خلق حیران هستند / ما منتظر شفاعت زهرائیم
 
.......................صلوات......................
 
سوره کوثر ۱۸ نقطه دارد
چه تعبیری خدا در نقطه دارد/ که تفسیری جدا هر نقطه دارد
 
به تعداد بهار عمر زهرا(س) / همین اندازه کوثر نقطه دارد
 
.......................صلوات......................
لعنت به عدو که روح تقوا را کشت
 
ایمان و کمال و عشق و معنا را کشت
 
باز آ و بگیر انتقامی سنگین
 
از آنکه ز راه ظلم زهرا را کشت
 
.......................صلوات......................
امشب دل سنگ کوچه ها میگرید / یک شهر،خموش وبیصدا میگرید
 
تشییع جنازه غریب زهراست / تابوت بحال مرتضی میگرید
 
.......................صلوات......................
گُل بوته باغ مصطفی زهرا بود
 
آلاله داغ مرتضی زهرا بود
 
خورشیدِ بلند در شبستان وجود
 
سرچشمه رحمت خدا زهرا بود
 
.......................صلوات......................
آن روز که پهلوی تو از کینه شکست / دل های مُحبّان تو در سینه شکست
 
تصویر تو را دِل علی آینه بود / اندوه تو سنگی شد و آیینه شکست
 
.......................صلوات......................
شکسته بال وپری زآشیانه میبردند / تن ضعیف غریبانه شبانه میبردند
 
جنازه ای که همه انبیاء قربانش / چه شد که هفت نفرمخفیانه میبردند
 
.......................صلوات......................
فاطمیه قصه گوی رنجهاست / فاطمیه تفسیر سوز مرتضی ست
 
فاطمیه شعر داغ لاله است / قصه ی زهرای ۱۸ ساله ست
 
.......................صلوات......................
مسلمانان چرا شب دفن شد صدیقه کبری؟
 
چرا گم شد نشان قبر آن انسیه حوراء؟
 
هنوز از رحلت ختم رسل نگذشته ایامی
 
نگین خاتم پیغمبران بشکست واویلا
 
.......................صلوات......................
 
نباریده ست بارانی در آتش
دری می سوخت پنهانی در آتش
بر ابراهیم آتش شد گلستان
ولی اینجا گلستانی در آتش
 
.......................صلوات......................
 
با اذانت شهر یثرب بیقراری می کند ای اذان گوی نبی
فاطمه یاد پدر افتاده زاری می کند ای اذان گوی نبی
 
.......................صلوات......................
 
غُربت آبادِ دیار آشناییها، بقیع
همدم دیرینه غم هاى ناپیدا بقیع
در تو حتّى لحظه ها هم بى قرارى مى کنند
اى تمام واژه هاى درد را معنى، بقیع
 
.......................صلوات......................
 
زهرا اگر نبود خدا مظهری نداشت
توحید انعکاس نمایانتری نداشت
جز در مقام عالی زهرا فنا شدن
مُلک وجود فلسفه دیگری نداشت
 
.......................صلوات......................
 
گر گدای درگه زهرا مقام خویش را
بر سریر سلطنت بخشد عجب دیوانه است
خود شناس ای سائل و زین آستان سر برمدار
کاین گدایی در جهان خود منصب شاهانه است
 
.......................صلوات......................
 
مرو شبانه خداحافظی مکن مادر!
مرو ز خانه خداحافظی مکن مادر!
مگو برای شما مادری ‌کند زینب
به این بهانه خداحافظی مکن مادر!
 
.......................صلوات......................
 
سوزنده تر از داغ تو، داغی نَبُود
پژمرده تر از تو، گل به باغی نبود
روشنگر دل هایی و اما افسوس
بر گمشده قبر تو، چراغی نبود
 
.......................صلوات......................
 
دگر پروانه بال و پر ندارد
نه بال و پر که خاکستر ندارد
مفسرها همه با خون نویسید
که قرآن علی کوثر ندارد
 
.......................صلوات......................
 
با توام “در” با تو ، تا “دیوار”ها هم بشنوند
عشق یاسین است این یاسی که پرپر می کنی
 
.......................صلوات......................
 
در زمانی که زمان یاد ندارد چه زمان
و مکانی که مکان یاد ندارد چه مکان
دل من در پی یک واژه ی بی خاتمه بود
اولین واژه که آمد به نظر فاطمه بود
 
.......................صلوات......................
 
مدینه در وطن تنهاترینم
«ولی اللّه»ام و خانه نشینم
ز سوز داغ زهرای جوان مرگ
شرر خیزد ز آه آتشینم
 
.......................صلوات......................
 
دل غریب من از گردش زمانه گرفت
به یاد غربت زهرا شبی بهانه گرفت
شبانه بغض گلوگیر من کنار بقیع
شکست و دیده ز دل اشکِ دانه دانه گرفت
 
.......................صلوات......................
 
فاطمه! ای که غم از داغ تو، سر می شکند
زیر بار غم تو، کوه کمر می شکند
مرغ حقّ بودی و رفتی سوی باغ ملکوت
جبرئیل است که از داغ تو، پر می شکند
 
.......................صلوات......................
 
با رفتنت ای زهرا ، از خانه صفا رفته
زینب به حسین گوید، مادر به کجا رفته
این خانه پس از زهرا گردیده عزا خانه
زهرای مرا کشتند تنها و غریبانه
با آنکه نمی گفتی در کوچه چه ها رخ داد
اما به سوال من رخسار تو پاسخ داد
 
.......................صلوات......................
 
مي خواست با علي سوي مسجد رود ولي
دردا كه تازيانه ي قنفذ امان نداد
مي خواست كه دهد جان به بشت در
چون بي كسي علي ديد جان نداد
هر قهرمان كند به نشان خود افتخار
زهرا نشان خود به علي هم نشان نداد
 
.......................صلوات......................
ارسال نظر براي اين مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی