close
تبلیغات در اینترنت
محمد
loading...

مجله ی اینترنتی صلوات

اشهد ان محمد که رسول الله است (شعر)

عباس نعمتی بازدید : 1721 جمعه 25 ارديبهشت 1394 : 9:21قبل از ظهر نظرات ()


گل به پا خواست ز هر ذره گرد راهت

عشق آغاز شد از اول بسم الله ت

مژده روی هر بار خدا تا داده ست

بین ایوان مدائن ترکی افتاده ست

عطر گیسوی تو را باد صبا می داند

شرح شب های تو را غار حرا می داند

عشق می گفت بخوان منتظر دیدن توست

هدف خلقت عالم سر خندیدن توست

نور بر دار «قم اللیل» بخوان

شب بپا دار «قم اللیل» بخوان

وقت دیدار رخت صبح معین شده است

با قدومت همه عرش مزین شده است

گام های تو سما را به زمین می دوزد

تا مقامت پر جبریل امین می سوزد

آسمان ولوله افتاده زمین را بنگر

همه جا هلهله افتاده زمین را بنگر

بوی باران نگاهت همه پیچیده به عرش

حرف از نور یتیمی است که تابیده به عرش

نگهی کردی و رویت مه مجلس ها شد

غمزه ات مسئله آموز مدرس ها شد

هر کسی روی تو را دیده مسلمان شده است

روزبه با نگهت آمده سلمان شده است

همه جا با تو بهار است خزان می گوید

چو بلال است برای تو اذان می گوید

سر «نشرح لک صدر» است علی می آید

احد و خیبر و بدر است علی می آید

همه جا بوی گل آمد که گلی در راه است

اشهد ان محمد که رسول الله است


عباس نعمتی

فیلم سینمایی محمد (ص) اثر مجید مجیدی به مقاطع زندگی حضرت محمد (ص) می پردازد.
این فیلم تا کنون پرخرج ترین فیلم تاریخ سینمای ایران بوده است و به ۳ قسمت مسقل از زندگانی رسول خدا (ص) می پردازد که قسمت اول این فیلم آماده شده است و در جشنواره فیلم فجر امسال اکران می شود. قسمت اول این فیلم از دوران جاهلیت تا زمان ۱۲ سالگی رسول خدا (ص) است.
همچنین نام نوشت این فیلم پس از ماجرا های بسیار توسط جلیل رسولی طراحی شد و در ۱۷ دی ۹۳ یعنی هفته وحدت امسال رونمایی شد.
جلیل رسولی درباره ی این کار می گوید:
بیش از ۵۰ سال است که کار خطاطی می‌کنم و خط در دست من مانند موم نرم است اما نگارش اسم اعظم پیامبر برای این فیلم بسیار سخت بود. طرح‌ها و اتودهای بسیاری زدم و نام حضرت محمد (ص) را به اشکال گرافیکی محکمی خطاطی کردم اما در نهایت راضی نمی‌شدم. وی ادامه داد: در نهایت به خود حضرت محمد (ص) توسل کردم و از او کمک خواستم تا مرا یاری کند. یک روز مرکب قهوه‌ای را از میان مرکب‌ها برداشتم و انگشت سبابه خود را داخل مرکب کردم و نام اعظم حضرت محمد (ص) را نوشتم، بعد متوجه شدم که انگشتم می‌لرزد و تعجب کردم... در طول تمام سالهایی که به طور حرفه‌ای خطاطی کرده‌ام دچار این حالت نشده بودم اما بعد متوجه شدم که تنها انگشت سبابه من نیست که می‌لرزد بلکه همه وجودم در حال لرزیدن است. ... پس از آن متوجه شدم همین نام نوشته حاضر همانی است که می‌خواستم.

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 917
  • کل نظرات : 407
  • افراد آنلاین : 8
  • تعداد اعضا : 120
  • آی پی امروز : 186
  • آی پی دیروز : 338
  • بازدید امروز : 955
  • باردید دیروز : 2,760
  • گوگل امروز : 56
  • گوگل دیروز : 137
  • بازدید هفته : 5,413
  • بازدید ماه : 57,572
  • بازدید سال : 506,102
  • بازدید کلی : 4,333,703