close
تبلیغات در اینترنت
مجله ی اینترنتی صلوات - مطالب ارسال شده توسط szd
loading...

مجله ی اینترنتی صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

انسان در قرآن، زشت یا زیبا؟

عباس نعمتی بازدید : 678 پنجشنبه 10 ارديبهشت 1394 : 11:44قبل از ظهر نظرات ()
شهید مطهریچگونه است ؟ آيا انسان از نظر قرآن يك موجود زشت و
زيباست ، آن هم‏ زشت زشت و زيبای زيبا ؟

آيا انسان يك موجود دو سرشتی است : نيمی از سرشتش نور است و نيمی‏ ظلمت ؟ چگونه است كه قرآن ، هم او را منتها درجه مدح می‏كند و هم منتها درجه مذمت ؟ !
حقيقت اين است كه اين مدح و ذم ، از آن نيست كه انسان يك موجود دو سرشتی است : نيمی از سرشتش ستودنی است و نيم ديگر نكوهيدنی ، نظر قرآن‏ به اين است كه انسان همه‏ء كمالات را بالقوه دارد و بايد آنها را به‏
فعليت برساند ، و اين خود اوست كه بايد سازنده و معمار خويشتن باشد . شرط اصلی وصول انسان به كمالاتی ك ه بالقوه دارد " ايمان " است . از ايمان ، تقوا و عمل صالح و كوشش در راه خدا بر می‏خيزد ، به وسيله‏ء ايمان‏
است كه علم از صورت يك ابزار ناروا در دست نفس اماره خارج می‏شود و به صورت يك ابزار مفيد در می‏آيد .
پس انسان حقيقی كه خليفة الله است ، مسجود ملائكه است ، همه چيز برای‏ اوست و بالاخرش دارنده‏ء همه‏ء كمالات انسانی است ، انسان بعلاوه‏ء ايمان‏ است ، نه انسان منهای ايمان . انسان منهای ايمان ، كاستی گرفته و ناقص‏ است . چنين انسانی حريص است ، خونريز است ، بخيل و ممسك است ، كافر
است ، از حيوان پست‏تر است .
در قرآن آياتی آمده است كه روشن می‏كند انسان ممدوح چه انسانی است و انسان مذموم چه انسانی است . از اين آيات استنباط می‏شود كه انسان فاقد ايمان وجدا از خدا انسان واقعی نيست . انسان اگر به يگانه حقيقتی كه با ايمان به او وياد او آرام می‏گيرد بپيوندد ، دارنده‏ء همه‏ء كمالات است و اگر از آن حقيقت - يعنی خدا - جدا بماند ، درختی را ماند كه از ريشه‏ء خويشتن جدا شده است . ما به عنوان نمونه دو آيه را ذكر می‏كنيم : « و العصر 0 إن الانسان لفی خسر 0 إلا الذين آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر »( 1 ) .
سوگند به عصر ، همانا انسان در زيان است ، مگر آنان كه ايمان آورده و شايسته عمل كرده و يكديگر را به حق و صبر و مقاومت توصيه كرده‏اند . ولقد ذرأنا لجهنم كثيرا من الجن و الانس ، لهم قلوب لا يفقهون بها و لهم‏
أعين لا يبصرون بها و لهم آذان لا يسمعون بها أولئك كالانعام بل هم أضل ( 2 )

" همانا بسياری از جنيان و آدميان را برای جهنم آفريده‏ايم ( پايان‏ كارشان جهنم است ) ، زيرا دلها دارند و با آنها فهم نمی‏كنند ، چشمها دارند و با آنها نمی‏بينند ، گوشها دارند و با آنها نمی‏شنوند . اينها مانند چهار پايان بلكه راه گم كرده‏ترند " .


. 1 سوره‏ء عصر .
. 2 اعراف / . 179


منبع: انسان در قرآن، شهید مطهری

مردمی که عدالت را تاب نیاوردند

عباس نعمتی بازدید : 621 پنجشنبه 10 ارديبهشت 1394 : 11:20قبل از ظهر نظرات ()


بر اساس گزارشات تاریخی،‌ عثمان در حادثه ای فتنه انگیز به قتل رسید و پس از وی، مردم عراق با امام علی علیه السلام بیعت کردند ولی معاویه و به تبع او مردم شام، از همان ابتدا با اعلام عدم مشروعیت حکومت حضرت، از بیعت با ایشان سر باز زدند. حکومت معاویه استمرار یافت و به مدت 40 سال بر مردم شامات حکمرانی کرد، در مواجهه با امام علی علیه السلام در جنگ صفین شکست نخورد و امام حسن علیه السلام را وادار به قبول صلح کرد. ولی مردمی که تحت زعامت حضرت علی علیه السلام بودند، بیشتر از 5 سال، نتوانستند ایشان را تحمل کنند. اما چرا؟ چرا عدالت بر ذائقه ها آنقدر تلخ می آید که تاب تحمل آن را جز برای برهه ای کوتاه ندارند؟ چرا معاویه در استمرار بخشیدن به حکومت خود از امیرالمومنین علیه السلام تواناتر بود؟ نگاهی دقیق به متن جامعه ای که امیرالمومنین علیه السلام و معاویه در آن زندگی می کردند پرده از بسیاری از حقایق برخواهد داشت و پاسخ انبوهی از سوالات را روشن خواهد نمود.

 

مسأله تغییر شخص یا تغییر سبک زندگی

پس از قتل عثمان و اقبال و روی آوردن مردم به امیرالمومنین علیه السلام برای تصدی امر خلافت، حضرت با آنها اتمام حجت می کنند که: دیگر مساله، تنها آمدن یک شخص جدید به عنوان زعیم و حاکم اسلامی نیست، چنین نیست که بگویید علی هم یکی است مثل سایر حکام قبل، می آید و پس از مدتی می رود و دیگری جانشین او می شود و زندگی روزمره ما هم، همچنان که تاکنون گذشته است، سپری می شود. نه خیر، اگر مرا به عنوان رهبر و حاکم خود انتخاب کنید، دیگر نباید توقع داشته باشید گذران زندگی شما به همان منوالی باشد که تا کنون بوده است، دیگر نباید انتظار داشته باشید که حکومت به همان صورتی با شما رفتار کند که تاکنون می کرده است. مساله، تنها مساله تغییر یک شخص نیست، مساله تغییر شیوه و مدل حکومتی است، شیوه ای که 25 سال از آن جدا افتادید و به سبک زندگی دیگری خو کردید.


تیزبینی منحصر به فرد نسبت به جامعه خویش

به همین دلیل است که حضرت در ابتدا و قبل از هر چیز دیگری به کسانی که برای بیعت، نزد ایشان آمده بودند می فرماید:(١)

«دعونی و التمسوا غیری : مرا وا گذارید و به سراغ شخص دیگری بروید، فإنّا مستقبلون أمرا له وجوه و ألوان: زیرا در صورت بیعت با من، قرار است به استقبال چیزی برویم که چهره های مختلف و جهات متعددی دارد، وقایعی که قرار است برای من و شما اتفاق بیافتد، مسائل ساده و به اصطلاح یک مجهولی نیست، مسائلی است پیچیده و سخت و فتنه انگیز که لا تقوم له القلوب، و لا تثبت علیه العقول: دل ها در آن استوار نمی ماند و عقل ها ثبات ندارند، دچار شک و تردید می شوید و دل هایتان متزلزل می گردد. چرا؟ به این دلیل که هم اکنون در شرایطی به سر می برید که و إنّ الآفاق قد أغامت و المحجّة قد تنكّرت: چهره افق حقیقت را ابرهای تیره فساد گرفته است و راه مستقیم حق، ناشناس مانده است، به این دلیل که 25 سال است که سیره رسول الله صلی الله علیه و آله را فراموش کرده اید و حق و باطل را با هم آمیخته اید و به بدعت ها تن داده اید و تنها به حفظ پوستینی از اسلام بسنده کرده اید.
و اعلموا أنّی إن أجبتكم ركبت بكم ما أعلم: بدانید اگر من دعوت شما را اجابت کنم و خلافت را به دست بگیرم طبق تشخیص خود با شما رفتار خواهم کرد، و لم أصغ إلى قول القائل و عتب العاتب: و به سخن و قیل و قال این و آن گوش فرا نمی دهم و به سرزنش احدی اعتنا نخواهم کرد و إن تركتمونی فأنا كأحدكم ولی هم چنان راه برای شما باز است، می توانید مرا رها کنید و سراغ شخص دیگری بروید که در این صورت من هم همانند شما مطیع فرمان او خواهم شد، و لعلّی أسمعكم و أطوعكم لمن ولّیتموه أمركم: و شاید هم شنواتر و مطیع تر از شما! بنابراین اگر قرار است هم چنان راحت طلب و مسئولیت گریز باشید، اگر قرار است همانند گذشته تمام همّ و غم ّتان دنیا باشد و تا زمانی دم از دین بزنید که به سختی نیافتاده اید و به بلایی گرفتار نشده اید و أنا لكم وزیرا، خیر لكم منّی أمیرا: در این صورت، من وزیر و مشاورتان باشم بهتر از آن است كه امیر و رهبرتان گردم. اگر من امیر شما بشوم، شما را به زحمت می اندازم، مسئولیت های بزرگ بر دوش شما قرار می دهم، شما را مجبور می کنم سلاح به دست بگیرید و به جنگ هایی بروید که هیچ توجیه مادی برای شما ندارد بلکه فقط برای زدودن انحراف ها و اعوجاج هاست.»


اما مساله در خور توجه درباره بیانات ابتدایی امیرالمومنین علیه السلام در میان مردمی که برای بیعت با ایشان گرد هم آمده بودند، رمزگشایی از تحلیلی است که حضرت از فضای حاکم بر آن زمان جامعه اسلامی ارائه دادند. برای رسیدن به این مقصود، ضروری است که حوادث و اتفاقات دوران کوتاه حکومت حضرت مورد تامل و بازنگری دقیق قرار گیرد تا ذهنیت و فضای حاکم بر مردم جامعه اسلامی مورد مخاطب امیرالمومنین علیه السلام روشن تر شود.

 

آزمونی سخت در صحنه غبارآلود فتنه

در این میان، یکی از حوادثی که بالعیان نشان داد مردم حقیقتا تاب تحمل همراهی با امام خود را ندارند جنگ صفین بود. بررسی تفاوت های جامعه تحت زعامت امام علی علیه السلام و جامعه تحت حکومت معاویه از حقایق مهمی پرده بر می دارد و افق جدیدی در تحلیل و درک وقایع و اتفاقات آن زمان به روی ما می گشاید. در این مجال کوتاه، سه تفاوت عمده و اساسی بین این دو جامعه را مورد مطالعه قرار خواهیم داد:

 

توطئه ناپیدای نفاق

بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، مسلمانان جنگ‌های مختلفی با رومیان و ایرانیان داشتند که به پیروزی‌های بزرگی نیز دست یافتند. در غرب سرزمین‌های اسلامی، فتوحات بزرگی؛ مانند فتح شامات و بیت المقدس نصیب مسلمانان گشت. یزید بن ابی‌سفیان نیز یکی از فرماندهانی بود که برای جنگ‌های شامات به آن منطقه گسیل شده بود. وی از طرف حکومت مرکزی، فرماندار آن مناطق شد تا این‌که در سال هجدهم هجری بر اثر طاعون مرگش فرا رسید. خلیفه دوم، برادر یزید بن ابی‌سفیان یعنی معاویه را به جانشینی برادرش برگزید و این‌گونه بود که معاویه زمام امور شامات را در دستان خود گرفت. (٢)

با این اوصاف، اسلامی که از ابتدا وارد شامات شد اسلام اموی بود و در طول 40 سال حکومت معاویه، آنچه مردم دیدند و شنیدند و آموختند، اسلامی بود که توسط معاویه به آنها عرضه می شد. مردم شامات هیچ گاه با سنت ناب نبوی آشنا نشدند. نه امام علی علیه السلام را دیدند و نه حتی وصفی از این شخصیت عظیم و منحصر به فرد جهان اسلام شنیدند. شخصی به نام علی علیه السلام در میان آنان پایگاهی مردمی نداشت و اصول و شعارهای او در بین آنها جایگاهی نداشت.


این در حالی بود که معاویه با شعار خونخواهی از قاتلین عثمان (٣)، به مراتب جایگاهی مردمی تر و پذیرفته شده تر در میان مردم جامعه ای داشت که علی علیه السلام  بر آنها حکومت می کرد. خلیفه سوم برای خود در بین مسلمانان جامعه ی حکومت مرکزی جایگاهی داشت و افراد زیادی او را به عنوان زعیم اسلامی پذیرفته بودند و معاویه با در دست گرفتن پیراهن خلیفه مقتول و اعلام شعار خونخواهی، طبیعتا در بین بخش قابل توجهی از مردم جامعه حکومت مرکزی، برای خود اعتبار و ارزش کسب می کرد.
در کتاب «الکامل فی التاریخ» ابن اثیر در شرح وقایع آغازین جنگ صفین چنین آمده است:

پس از پایان واقعه جمل، امام علی -علیه السلام- پیکی را نزد عبدالله بجلی و همچنین اشعث بن قیس که از طرف عثمان به ترتیب حاکم همدان و آذربایجان بودند، فرستاد تا از مردم تحت فرمان خود برای حضرت علی -علیه السلام- بیعت بگیرند. سپس نامه ای به معاویه نوشت به این مضمون که مهاجرین و انصار بر بیعت با من متفق شده اند و طلحه و زبیر بیعت را نقض کردند که با آنها جنگیدم. اکنون تو را دعوت می کنم که با مهاجرین و انصار همکاری کنی و به اطاعت از من گردن نهی. نامه امام علی -علیه السلام- به معاویه رسید و او با عمرو مشورت کرد و عمرو چنین راى داد كه معاویه اهل شام را دعوت كند و خون عثمان را به گردن امام على -علیه السلام- بگذارد و آنها را به خونخواهى عثمان از  حضرت على -علیه السلام- وادار و تشجیع كند و آنها را به جنگ سوق دهد. معاویه هم، چنین كرد و توسط نعمان بن بشیر پیراهن خون آلود عثمان را به شام آورد و آن را با انگشت هاى قطع شده "نائله" همسر عثمان بر منبر برافراشت. سپاهیان با دیدن این صحنه سخت متاثر شدند و گریستند و سوگند یاد کردند که قاتلین عثمان را بكشند و از آنها انتقام بگیرند.(4)
ادامه دارد....

 

پی نوشت:

1) نهج البلاغة، خطبه 91.
2) ترجمه تاریخ ‏الطبری، ج‏5،ص 140.

3) شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، ج‏4، ص: 14
4) ترجمه الکامل، ج10،ص40.

سید عبدالله سیدحسینی       
کارشناس حوزه              
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

باران برود ز آسمان ها هرگز (شعر)

عباس نعمتی بازدید : 1666 سه شنبه 01 ارديبهشت 1394 : 10:47بعد از ظهر نظرات ()

چند روز پیش خبری در شبکه های اجتماعی منتشر شد که مرتد ملعون دوباره به مقدسات توهین کرده است، این چند رباعی در پاسخ خود آن ملعون نیست بلکه در پاسخ روشن فکر نماهایی است که از آن ملعون حمایت می کنند.

گمراه تر از چهار پایان و مگس
خولی و یزید و شمر و ابن اشعث
توهین ابوجهل به هادی کم نیست
مرتدی خود را که عیان کردی بس

***

آخر همه شعله ها حرامت گردد
شمشیر و گلوله ها حرامت گردد
حیف است تفنگی که به سویت برود
اما سر لوله ها حرامت گردد

***

باران برود ز آسمان ها هرگز
خاموشی نور با دهان ها هرگز
انوار منیر نام پر نور نقی
از یاد رود بین زمان ها هرگز

***

سردسته بنده های ابلیس شدی
هر عامل خنده های ابلیس شدی
مامور مطیع امر شیطان هستی
چون مثل پرنده های ابلیس شدی

***

یک روز پر از مژده دیدار شود
در هر طرفی سایه آن یار شود
نابود کند قصر پلیدی ها را

شمشیر علمدار پدیدار شود


عباس نعمتی

پوستر های امام نقی (ع) (حتما ببینید)

عباس نعمتی بازدید : 1274 سه شنبه 01 ارديبهشت 1394 : 9:32قبل از ظهر نظرات ()
پس از توهین به وجود مبارک امام هادی (ع) وقتی در جستجوگر ها کلمه نقی را سرچ می کنید تصاویر زشت و مستهجنی جستجو می شود که توهین به مقام امامت و امام هادی (ع) و شیعه است.
و از چند وقت قبل کمپینی تشکیل شده است که صفحه های اجتماعی افراد، وبلاگ ها و وبسایت های مختلف پوستر های مرتیط با امام نقی (ع) را منتشر می کنند تا جاگزین عکس های زشت و زننده شود.
حدود چند ماه پس از ایجاد این کمپین چند تصویر اول جستجو شده پوستر های زیبای نام «نقی» را نشان می دهند اما هنوز هم تصاویر زشت و مستهجن به چشم می خورد.
 
نقی
 
البته بعضی وبسایت ها درج کرده اند حمایت از امام نقی (ع)، حمایت از امام نقی (ع) اشتباه است چون امام نقی (ع) نیاز به حمایت ندارد و خود هادی است. اما به قول مولوی:
 
بیایید، بیایــیــد، به گــلــــزار بـــگـــردیــــم       بر ایــــــن نقـــــــطـه اقبال چوپرگار بگردیم
چو ما بی سر و پاییم چـــــو ذرات هواییم       بر آن نادره خورشید قمـر وار بگردیــــــــــم
 
لوگوی ما روی این پوستر ها چاپ نشده اند این پوستر ها را در وبسایت خود قرار دهید و و برچسب آن ها را کلمه هایی مانند: نقی، امام نقی، naghi، imam naghi و....... بگذارید.
هرچه بیش تر در وبسایت ها وبلاگ های خود قرار دهید یا از این پوستر ها بازدید کنید بیشتر در جستجوگر ها قرار می گیرند.
کپی کردن از این مطلب بدون ذکر نام ما هم اشکالی ندارد.
حلول ماه رجب مبارک باد.



يَا مَنْ أَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ [مِنْ‏] كُلِّ شَرٍّ يَا مَنْ يُعْطِي الْكَثِيرَ بِالْقَلِيلِ يَا مَنْ يُعْطِي مَنْ سَأَلَهُ يَا مَنْ يُعْطِي مَنْ لَمْ يَسْأَلْهُ وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّنا مِنْهُ وَ رَحْمَةً أَعْطِنِي بِمَسْأَلَتِي إِيَّاكَ جَمِيعَ خَيْرِ الدُّنْيَا وَ جَمِيعَ خَيْرِ الْآخِرَةِ وَ اصْرِفْ عَنِّي بِمَسْأَلَتِي إِيَّاكَ جَمِيعَ شَرِّ الدُّنْيَا وَ [جَمِيعَ‏] شَرِّ الْآخِرَةِ فَإِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ مَا أَعْطَيْتَ وَ زِدْنِي مِنْ فَضْلِكَ يَا كَرِيمُ

اى آن‏كه هر خيرى را از او اميد دارم،و از خشمش در هر شرّى ايمنى جويم،اى آن‏كه در برابر عبادت اندك مزد بسيار عطا مى‏كند،اى آن‏كه به هركه از او بخواهد مى‏بخشد،اى آن‏كه به هركه از او نخواهد و او را نشناسد نيز مى‏بخشد، عطايش از روى مهربانى و رحمت است،با درخواستم از تو همه خير دنيا و خير آخرت را به من عنايت كن،و با درخواستم‏ از تو همه شره دنيا و شره آخرت را بازگردان،زيرا آنچه را تو عطا كردى كاستى ندارد،و از احسانت بر من بيفزاى اى كريم.
ترجمه استاد انصاریان




حضرت محمد صلى الله عليه و آله : رجب را، «ماه ريزان خدا» ناميده اند ؛ چون در اين ماه رحمت بر امّت من بشدّت فرو مى بارد . و به آن ماه اصمّ نيز گفته مى شود ؛ زيرا در اين ماه، كه از ماههاى حرام است، از جنگ با مشركان نهى شده است.
 بحار الأنوار : 97/39/24

دارم ز درت امید زیبایی ها

شرمنده درگاه تو بالایی ها...

هر لحضه ز خشم خود امانم دادی

خواندی تو مرا لحضه تنهایی ها


***


با این که مرا گناه کارم دیدی

از روی کرم به روی من خندیدی

با طاعت کم مهر قبولم دادی

در پاسخ کم زیاد هم بخشیدی


***


بر درگهت آمدم پناهم دادی

در محفل عاشقی تو راهم دادی

با این که تو را هنوز نشناخته ام

هر لحضه ولی اذن نگاهم دادی


***


هرچند که شرمنده درگاه تو ام

من مردم ام و زنده درگاه تو ام

از خوبی خود ولی عطا کن ما را

در وسع خودم بنده درگاه تو ام


***


خالی نرود دست من از این درگاه

یوسف که رسید از ته چاه به ماه...

دائم ز تو ام جود و کرم می آید

لا حول و لا قوه الا بالله


***


حاشیه:

شب های دعا و ماه راز است

هر لحضه پر از وقت نماز است

پیچیده تمام آسمان بوی خدایی

«المنه لله که در میکده باز است»


عباس نعمتی



متن ترانه تیتراژ شب های روشن (برنامه بعد از افطار شبکه دو در سال ۹۳)


چقدر خوبه که با تمام وجود، به درگاه تو بندگی می کنم

یه راهی دوباره نشونم بده، بفهمم دارم زندگی می کنم

یه روز بعد عمری به هر در زدن، به جایی رسیدم که جایه منه

توی آسمونی که پر می زنم، درست قدر روزا شباش روشنه

به عشق تو من از روی شونه هام، چه بار بزرگی رو برداشتم

ببین واسه تو که پناه منی، چه جایی تو قلبم نگه داشتم


***


نه از روی ترسه نه از روی شک، تو رو با تمام دلم خواستم

یه جوری کنار دلم گرمه که، می خوام روی پای خودم واستم

می خوام روی پای خودم واستم

***


دعوتی به باران مهربانی به عشق به دانه دانه های تسبیح


به جا نماز مادر به فاطمه به علی به با شکوه ترین میهمانی دنیا



دانلود


لباس روحانیت

عباس نعمتی بازدید : 666 پنجشنبه 27 فروردين 1394 : 11:50بعد از ظهر نظرات ()


حجت الاسلام محمدرضا زائری فعال فرهنگی در صفحه اینستاگرام خود عکس هایی را از دیدار خود با افراد برجسته مثل شاعران، نویسندگان، روحانیان، استادان دانشگاه ها، بزرگان مذاهب دیگر و... منتشر می کند.

حجت الاسلام زائری در بعضی از این عکس که بیشتر در خارج از کشور گرفته شده است ملبس به لباس روحانیت نیست و افرادی به او انتقاد می کنند که چرا لباس روحانیت نمی پوشد.

البته این فعال فرهنگی در صفحه اینستاگرام در پاسخ به منتقدان خود اینگونه نوشت:



بدون تعارف و خيلي رك بگويم كه نه فقط افتخار و عزت كه عشق و دلبستگي و هويت من لباس روحانيت است و عزت دنيا و آخرتم نوكري امام زمان و روضه خواني سيدالشهداست. اما جمله يكي از دوستان در حاشيه پست قبلي خيلي مرا به فكر فرو برد. ايشان پرسيده بودند : "آيا از پوشيدن لباس پيغمبر خجالت مي كشي ؟" وقتي فكر كردم ديدم كه بله ، من از پوشيدن اين لباس خجالت مي كشم ! اگر اين لباس مقدس اردبيلي و سيدبن طاووس است من بايد شبانه روز پنجاه و يك ركعت نماز بخوانم در حالي كه از عهده همين نماز واجب خودم هم به زور برمي آيم ، اگر اين لباس شيخ طوسي و شيخ مفيد است من بايد فقيه تام و مجتهد مطلق باشم در حالي كه كفايتين را هم جنان كه مي خواسته ام نخواندم و درس هاي خارج فقه و اصول را هم يكي در ميان رفته ام ، اگر اين لباس شيخ انصاري و سيدبحرالعلوم است من بايد در زندگي ام با فقرا و محرومين مواسات كنم و شب سر سير بر بالش نگذارم در حالي كه تمام فكر و ذكرم اين است كه اجاره خانه خودم را بدهم و خرج زندگي خودم را دربياورم ، اگر اين لباس شهيد اول و شهيد ثاني است من بايد قبل از چهل سالگي به خون خود مي غلتيدم در حالي كه الآن دارم براي هفتاد هشتادسالگي ام خيال مي بافم ! اگر اين لباس امام خميني و حضرت آيت الله خامنه اي است من بايد در نفوس و انفاس ميليونها نفر تصرف و تأثير داشته باشم در حالى كه الآن زورم به خودم هم نمي رسد ، آري برادر ، اگر راستش را بخواهي هر چه فكر مي كنم مي بينم من از پوشيدن اين لباس خجالت مي كشم ...

شرح عكس : سخنراني جشن فارغ التحصيلان دانشگاه سن ژوزف كه كليپ ويديويي اش در سايت زائري دات كام هست. توضيح اينكه در كل دوران تحصيل و حضورم در اين دانشگاه مسيحي فقط همين يك بار با لباس روحانيت رفتم كه قرا بود به عنوان نماينده دانشجويان در آن جلسه مهم و بزرگ سخنراني كنم و به لطف خدا چنان اتفاق آبرومندي شد كه برگزار كنندگان مراسم آن را اتفاقي تاريخي و متفاوت در سابقه جشنهاي سالانه دانشگاه دانستند.

تعداد صفحات : 61

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 917
  • کل نظرات : 407
  • افراد آنلاین : 7
  • تعداد اعضا : 120
  • آی پی امروز : 131
  • آی پی دیروز : 338
  • بازدید امروز : 634
  • باردید دیروز : 2,760
  • گوگل امروز : 29
  • گوگل دیروز : 137
  • بازدید هفته : 5,092
  • بازدید ماه : 57,251
  • بازدید سال : 505,781
  • بازدید کلی : 4,333,382